ژاک دریدا و واسازی قانون
نویسندگان
1 گروه حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی
2 گروه حقوق بینالملل، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.29252/jlr.2021.222358.1934چکیده
واسازی، که قبل از هر چیز نام ژاک دریدا را به ذهن متبادر میکند، رابطه چالشبرانگیزی با قانون و مطالعات حقوقی دارد. بااینوجود، باور به بدیهی بودن وضوح کلام قانون، و پنهان بودن خشونت برسازنده آن، واسازی قانون را ضروری، و توجه به این تفکر در نظریه حقوقی را بایسته میکند. مباحثی که تاکنون بر رابطه میان واسازی و مطالعات حقوقی متمرکز بودهاند را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد؛ دسته اول، در پی تبدیل واسازی به یک فن استدلال حقوقی است و دیگری، به سویه اخلاقی آن توجه دارد. اما صرف برقراری یک رابطه میان دریدا و حقوق، اگر به قیمت از بین رفتن سویه رادیکال واسازی، و تبدیل آن به یک روش یا توصیه اخلاقی باشد، تغییر چندانی در وضع موجود ایجاد نمیکند. لذا باید از مستحیل شدن واسازی در جریان مسلط نظریه حقوقی جلوگیری، و بر وجه مداخلهگر آن تأکید کرد. از همین رو، میتوان در پی برجسته نمودن نوع سوم و رادیکالی از مواجهه تفکر حقوقی با واسازی بود. با مدنظر قرار دادن این نکات، نوشتار پیشرو در پی آن است که با روشی تحلیلی - انتقادی، پس از بررسی رابطه میان واسازی و مطالعات حقوقی، انواع نظریات حقوقی متأثر از تفکر دریدا را تحلیل انتقادی کرده، و بر واسازی قانون بهمثابه حرکتی تأکید کند که اسطورههای پنهان و صداهای محذوف در قانون را افشاء و احضار میکند و از این طریق، لوگوس یکه و حاکم بر قانون را شکسته و راهی به ورای آن میگشاید.