مقایسه نظریه بازنمایی ابن سینا با نظریه افلاطون و ارسطو با تأکید بر حل چالشهای نوین این نظریه
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه قرآن و حدیث، دانشکده اندیشه و معارف اسلامی، دانشگاه تهران
doi
10.22034/iw.2026.565482.1865چکیده
نظریه بازنمایی افلاطون و ارسطو کهنترین نظریه در عرصه فلسفه هنر است که تا قرن نوزدهم رقیب نداشت. در طول قرن نوزدهم، بیستم و معاصر، نقدهای متعددی به نظریه بازنمایی مطرح شده است. این نقدها در دو دسته کلی جامع افراد و مانع اغیار نبودن این نظریه، قابل دسته بندیاند.در این پژوهش بعد از تحلیل نظریه بازنمایی افلاطون و ارسطو و نقل مهمترین نقدهای مطرح شده، به طرح و تبیین نظریه بازنمایی از منظر ابنسینا پرداختهایم. هدف این پژوهش نشان دادن این حقیقت است که نظریه بازنمایی ابن سینا متفاوت است و میتواند به اکثر چالشها و نقدهای معاصر به نظریه بازنمایی را پاسخ بدهد. روش این تحقیق تحلیلی_تطبیقی است. طبق یافتههای این پژوهش، نظریه بازنمایی ابن سینا، هم به لحاظ کمّی و هم به لحاظ کیفی، متفاوت از نظریه بازنمایی افلاطون و ارسطوست. ابنسینا به طور مبسوطتر به اقسام بازنمایی، منشاء و غایت آن پرداخته است. ابنسینا بازنمایی را ذاتی خیال و تخیّل میداند. بنابراین هرجا خیال و تخیّل هست، بازنمایی هم حضور دارد. ابن سینا بین قوّه خیال و تخیل تفکیک قائل میشود. قوه تخیل در آثار ابن سینا قوّهای است که در صور خیالی و دیگر صور مخزون ذهنی، دخل و تصرف میکند و صور جدید ابداع مینماید. نوآوری این پژوهش از جهت تبیین و اثبات این ادعاست که با نظریه بازنمایی خیالی و تخیلی ابنسینا می-توان آثار هنری قرون معاصر(مدرنیسم و پست مدرنیسم) را تبیین و تفسیر کرد و به نقدهای مطرح شده، پاسخ منطقی داد.