پارادوکس بوسعید: خودبراندازی و مصادره

نویسندگان

1 دانشایر گروه فلسفه دانشکده الهیات دانشگاه تهران. ایران.

doi
10.22034/iw.2025.505273.1830
چکیده

ظاهراً ابوسعیدْنامی، که کیستی‌اش جای گمانه است، نامه‌ای به ابن‌سینا نوشته است که در آن معرفت‌بخشیِ قیاس را، بر پایۀ ادّعای دَوری بودنِ آن، انکار کرده است. ما این را «پارادوکس بوسعید» می‌نامیم. بوعلی، در پاسخ، راه‌حلّی پیش نهاده است که منبع الهام ما برای نقض پارادوکس بوسعید، بر اساس مصادره بودنِ آن است. افزون بر این، چنان‌که اندیشمندانی مانند میرزا محمد بن حسن شیروانی، مرتضی مطهری، و حسن حسن‌زادۀ آملی اشاره کرده‌اند، پارادوکس بوسعید خودبرانداز است. با این حال، ابراهیم نوئی بر آن است که اِشکال خودبراندازی بر خودارجاع شمردنِ دلیل بوسعید استوار است، و با نقل مدّعایی از مصطفی ملکیان، دالّ بر این‌که خودارجاعی ناپذیرفتنی‌ست، می‌کوشد تا به این اِشکال پاسخ دهد. در این جستار، امّا، نشان داده خواهد شد که نه خودبراندازیِ پارادوکس بوسعید بر خودارجاعی استوار است، و نه خودارجاعی ناپذیرفتنی‌ست.