سیمای فلسفه و فیلسوف در آثار ابونصر فارابی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی، تهران. ایران.
2 استاد فلسفه دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی، تهران. ایران.
3 استاد فلسفه دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران. ایران.
doi
10.22034/iw.2025.465759.1797چکیده
تصویر فلسفه و فیلسوف در آثار فارابی به کاربرد این مفاهیم نزد حکمای الهی و قرآن شبیه است: حکمت میراث تعالیم پیامبران، عطیهای الهی، عامل هدایت(سعادت) و به همراه حکمرانی است. تعالیم حکما رازوارانه، فلسفه واحد و با دین قابل جمع است. فیلسوف سیمای پیامبرگونه دارد و باید آراسته به فضائل نظری مانند دلدادگی به حقیقت و پژوهش در راه آن بعلاوه سجایای اخلاقی از جمله راستی، ورع، زهد از امیال مادی و مضاف بر این موارد معتقد به باورهای دینی مانند حدوث جهان به ابداع فاعل واحد، معاد و رعایت احکام ادیان آسمانی در حد جزئیات باشد. حکمت و حکیم در معنای حقیقی خود به خداوند اختصاص دارد و مَجازا برای انسان به کار میرود. سیر مباحث در اهم آثار فارابی از مبدا وجود(الله) آغاز میشود. غایت فلسفه نیز در نگاه او شناخت خداوند است. با این اوصاف میتوان گفت فلسفه در اندیشه او نظرالهی در موجودات است.