کندوکاوی چند درپیرامونِ واژگان فلسفی در زبان پهلوی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبانشناسی دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی. تهران. ایران.
doi
10.22034/iw.2025.502328.1825چکیده
در این گفتار نگارنده کوشیده است دربارة دو پرسش بنیادین پاسخ دهد، این که آیا ایرانیان در روزگار ساسانی، یعنی دورة پیش از اسلام، با مسائل و مفاهیم فلسفی و دانش فلسفه آشنایی داشتهاند؟ و کدام متن از متون زبان پهلوی (فارسی میانه) محتوای فلسفی دارد؟ این گفتار با دادههای واژگانی و زبانی از متون پهلوی به برخی از مقولات و مفاهیم فلسفی در دو بخش پرداخته است. در بخش نخست شش گروه از دادههای واژگانی به نکات بدیهی فلسفی اختصاص دارد و در بخش دوم، ده گروه از واژگان در قالب نگاره (نمودار متنی) به برخی از مقولات بنیادین فلسفی اشاره داشته است، چون: هستی (کون)، جهان، گیتی (جهان مادی)، گیهان (عالمَ کُلّ)، آخشیج (عنصر)، رسته (روش، طریق، سلوک)، گوهر (جوهر)، چهر (سرشت)، خرد (عقل)، خودشناسی.