تمثیلات نوروز و اعتدال بهاری در اندیشۀ اسماعیلیه
نویسندگان
1 دانشگاه تورنتو کانادا
2 موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل کانادا
doi
10.22034/iw.2025.437243.1761چکیده
اعتدال بهاری، که در فارسی «نوروز» میخوانندش، هزاران سال است بشر را مجذوب خود داشته. پژوهش حاضر نشان میدهد نمودگار بهار و نوروز در ادبیات اسماعیلی، تقریباً در تمامی ادوار مهم تاریخی و در میراث ادبی سه گروه اصلی زبانی آن، عربی سرزمینهای خاستگاه اسلام، فارسی سنّتهای ایرانی و آسیای مرکزی، و زبانهای متنوّع جنوب آسیایی در شبه قارهی هند و پاکستان، فراوان است. گفتنی است بسیاری از این نمونههای ادبی برای نخستین بار در این مقاله عرضه میگردند، زیرا تنها در نسخ خطی انتشارنایافته یا آثار نادر محفوظ در مجموعههای شخصی یافته میشوند. این پژوهش تأثیرات سنن منطقهای را که موجب تنوّع ادبی در این ادبیات میشود، برمیرسد. استدلال این است که دو مضمون وحدتبخش در این سُنن پهناور رسوخ کرده: پدیدههای بهاری به مثابهی مثَلهایی از برکات امام زمان، و تقدّس-بخشی به آرایش بهاری زمین در زیّ رموزی که علم عالمَی روحانی و ورای تجربیات حسی را مینمایانند.