عشق و زیبایی در فلسفه سهروردی و ابن‌سینا: یک رویکرد افلاطونی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی تهران

doi
10.30479/wp.2026.22565.1190
چکیده

بررسی آراء حکما و فلاسفه اسلامی، از جمله سهروردی و ابن‌سینا، نشان می‌دهد که در فلسفه نیز ـ‌همانند عرفان‌ـ موضوع عشق و زیبایی و نسبت آنها با یکدیگر، مورد توجه و تأمل بوده است. در این راستا می‌توان از سهروردی و ابن‌سینا به‌عنوان مهم‌ترین اندیشمندانی نام برد که به‌طور خاص به این موضوع پرداخته‌اند. مطالعه و تحقیق در آراء این‌دو حکیم و متفکر مشهور تاریخ فلسفه، درباره جایگاه و نسبت عشق و زیبایی، نتایجی مهم را فراپیش ما قرار می‌دهد؛ از جمله اینکه به‌رغم وجود اختلافات جدی موجود در مبانی فکری آنها و حتی نحوه توضیح و تبیین خود موضوع، شباهت‌هایی در خور تأمل در نتایج پژوهش پدیدار می‌شود و آنگاه که این دیدگاه‌ها از منظر افلاطون در رساله مهمانی مورد مداقه قرار می‌گیرد، این واقعیت آشکار می‌گردد که گویا حقیقت عشق و زیبایی، در همه زبان‌ها و بیان‌ها، ناظر به امری یگانه است. پژوهش حاضر می‌کوشد با ابتناء به منابع اصلی این فلاسفه، نشان دهد که صرف نظر از اختلافات گاه بنیادین که بین نظرات فلسفی این اندیشمندان وجود دارد، آنگاه که پای عشق و زیبایی به‌میان می‌آید، اختلافات کاهش می‌یابد و مشابهت‌ها ظاهر می‌شوند؛ به‌ویژه این حقیقت کتمان‌ناپذیر که عشق همانند نور و وجود، از منشأ عالم که واجب‌الوجود (ابن‌سینا) و نور الانوار (سهروردی) است، در سرتاسر هستی ساری و جاری است و پیوندی جاودانه با جمال و زیبایی دارد؛ همان‌گونه که در نگاه افلاطون، خیر که همان زیبایی و حقیقت است، خود را در زیبایی‌های جهان محسوس هویدا می‌کند و عشق که همواره عشق به زیبایی است، مسیر تقرب به زیبایی مطلق را می‌گشاید.