درونیابی بارش روزانه حوضه آبریز دشت مشهد

نویسندگان

1 دانشیار گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

2 کارشناس ارشد هواشناسی کشاورزی

3 گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد

4 دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد،

doi
چکیده

    تخمین روزانه بارش در ایستگاه ‌ها یا نقاط خاص یک ناحیه نیاز اساسی برای پژوهش‌های آب و هواشناسی است. فاصله، تنها وزن روش کلاسیک درونیابی فاصله‌معکوس (IDW) است. اضافه کردن وزن ارتفاع به‌آن منجر به‌روش اصلاحی MIDW می‌شود. چیدمان دو وزن فوق به‌دو صورت قابل انجام است. هدف این مقاله بررسی تاثیر دو چیدمان وزن‌های ارتفاع و فاصله در MIDW و باتلفیق عملگرهای فازی (بیشینه، کمینه، جمع، ضرب و مجذورمربعات) و الگوریتم‌ژنتیک است (GMIDW-F). عملگرهای فازی برای یکپارچه‌سازی و الگوریتم ژنتیک برای بهینه‌سازی وزن‌ها است. تحلیل‌ها روی 215 بارش‌روزانه مربوط ‌به 49 ایستگاه باران‌سنج حوضه‌آبریز دشت مشهد واسنجی شد. خطای درونیابی بارش‌روزانه باGMIDW-F به‌صورت منطقه‌ای تحلیل شد. عملگرکمینه بهترین (سهم 57%) و سپس ضرب (سهم 31%) در بهینه‌سازی دارد. سهم سه عملگر دیگر بیشینه(7%)، جمع (4%) و مجذورمربعات (1%) است. تابعGMIDW-F بهینه 66% از موارد با چیدمان معکوس ارتفاع و فاصله و 34% از موارد با نسبت ارتفاع به فاصله حاصل شد. به‌منظور رفتارشناسی بارش، اطلاعات براساس شدت بارش رده‌بندی شد (حداقل یک بارش بین 10-5، 20-10 ، ... و بیش از 50 میلی متر تفکیک شد) و مشخص شد که رده‌بندی تاثیری در انتخاب عملگرهای فازی ندارد. تعداد حالت‌هائی که تاثیر فاصله صفر باشد، یک مورد و 17مورد تاثیر ارتفاع صفر بود. لذا وجود حداقل یک‌کدام از آنها در معادله ضرورت دارد. استفاده از چیدمان‌ها و عملگرهای مختلف فازی امکان رسیدن به پاسخ بهتررا فراهم می‌کند. پهنه‌بندی بارش (22/1/1388) با دو روش GMIDW-F و IDW مقایسه نموداری شد. آماره‌ی خطا (RSAE) به‌ترتیب  213 و 252 میلی‌متراست. روش IDW بارش صفر را حداقل 7 میلی‌متر (فرا برآورد) و در یک نوار افقی برآورد کرد. حداقل برآورد روش GMIDW-F؛ 5/1 میلی‌متر و نقاط اطراف نیمساز ناحیه اول قرار گرفتند که برآورد بهتری توسط این روش است. پهنه‌بندی روش GMIDW-F نیز رفتار مناسب‌تری  ارائه کرد.