دشت سرفیروزآباد در دوره ی مس و سنگ: مروری بر استقرارهای دالمایی حاشیه ی شرقی ماهیدشت در زاگرس مرکزی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای باستان شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22084/nbsh.2016.1737چکیده
یکی از سنتهایی که در شمالغرب و غرب ایران کمتر به آن توجه شده، سنت سفالگری دالما است. این سنت سفالی دارای حوزهی گسترش وسیعی از شمالغرب ایران تا زاگرسمرکزی است، اما اطلاعات ما از این دوره بسیار مختصر و تنها محدود به چند مقاله و گزارش نهچندان مفصل است. در سال 1388 هیأتی بهمنظور مطالعه و شناسایی، آشنایی با تاریخچه اسکان جوامع انسانی و مطالعهی الگوهای استقراری از دورههای پیشازتاریخ تا معاصر در منطقه، پای به سرفیروزآباد نهاد. طی بررسی دشت سرفیروزآباد در جنوب کرمانشاه، 28 محوطه با سفال دالما شناسایی شد، که در این پژوهش این محوطهها باهدف شناسایی الگوهای استقراری و روابط درون منطقهای با روش توصیفی-تحلیلی و روش آماری استنباطی از جمله تحلیل خوشهای، مورد مطالعه قرار خواهند گرفت. برای رسیدن به این هدف از نرمافزارهای SPSS و Arc GIS استفاده شد. بر این اساس وسعت محوطهها بهعنوان متغیر وابسته و عوامل محیطی، مانند: فاصلهی محوطهها از مسیرهای ارتباطی، فاصلهی محوطهها از منابع آب، درصد شیب و ارتفاع محوطهها از سطح دریا، بهعنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است. بر اساس مکانگزینی استقرارها، تعدادی از این محوطهها با مساحت کمتر از یک هکتار در دامنهی کوهها و مناطق تپهماهوری قرار دارند و برخی دیگر نیز با مساحت بیشتر از یک هکتار در میان دشت و در کنار منابع آب دائمی واقع شدهاند. بهنظر میرسد که این استقرارها مربوط به گروههای متفاوتی از مردمان یکجانشین و کوچنشین بوده است که در کنار هم زندگی میکردند. اهمیت این پژوهش از اینرو است که میتواند برهمکنشهای فرهنگی درونمنطقهای این دو گروه از مردمان را، در دورهی دالما مشخص کند. پراکنش محوطهها و الگوهای استقراری این دشت، در طی این دوره وابستگی به منابع زیستمحیطی بهویژه منابع آب را نشان میدهد.