دوگانه‌ی گفتار– نوشتار: تحلیلی فلسفی

نویسندگان

1 دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران

3 استاد معنا شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22034/iw.2023.354539.1637
چکیده

زبان به‌عنوان مهمترین ابزارِ برقراری ارتباط بین انسان‌ها به‌طور کلی در دو شکل گفتاری و نوشتاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. با توجه به این مسئله که گفتار و نوشتار خصیصه‌های متفاوتی در انتقال معنا دارند قصد داریم این خصوصیات را برشماریم و ببینیم که در فلسفه به طور کلی چه برتری‌ای نسبت به یکدیگر داشته‌اند. بدین منظور جایگاه گفتار- نوشتار و ویژگی هر یک در انتقال معنا را نزد برخی اندیشمندان دوره‌ی جدید و معاصر بررسی می‌کنیم. ابتدا چون افلاطون به عنوان فیلسوف دوره‌ی متقدم، آغازگر مفهوم لوگوس‌محوری بوده، به ویژگی‌های گفتار و نوشتار از دیدگاه افلاطون می‌پردازیم، پس از بررسی دیدگاه روسو، سوسور و هلیدی که تقریبا همگی جایگاه گفتار را بالاتر از نوشتار در نظر می‌گرفتند، به نظریات دریدا می‌رسیم که با نظریه‌ی متافیزیکِ حضور به نقد لوگوس‌محوری پرداخت، با روش واسازی در مسیر تمرکز‌زدایی قدم برداشت و به رد اولویت در دوگانه‌های تقابلی مانند گفتار- نوشتار پرداخت.