واکاوی نظریه «ربای قرضی» منسوب به ابن عباس با نگاهی به واکنش فقه مذاهب نسبت به آن
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری
2 عضو هیئت علمی و استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری
3 عضو هیئت علمی و دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری،ریاست دانشکده الهیات دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.22034/fiqh.2026.575179.1323چکیده
جایگاه ممتاز و مرتبه بالای علمی عبدالله ابن عباس در تفسیر قرآن کریم موجب گردیده که دیدگاههای وی در معرفی مفاهیم و موضوعات قرآنی مورد توجه علمای اسلامی و حتی خاورشناسان غیرمسلمان واقع شود. وسعت معنایی ربا در ادوار مختلف فقه اسلامی به نحوی که هر دو ربای قرضی و معاملی یا همان ربای فضل را شامل می شود به حدّی از شهرت میباشد که گویی در عصر نزول وحی برداشتی غیر از این وجود نداشته است. در این میان، تصور این که شخصیّتی مانند ابن عباس، مفهوم «ربا» را منحصر در ربای قرضی در مفهومی به نام ربای تسیئه میدانسته، در بدایت امر غریب مینماید؛ مدعایی که میباید با واکاوی گزارشهای تاریخی، حدیثی و تفسیری به اصالت یا عدم اصالت آن پی برد و بر فرض احراز بررسی کرد که از چه مبنایی برخوردار بوده است؟ چه میزان به آن توجه شده و چه واکنش هایی به دنبال داشته است؟ نظریۀ ربای قرضی منسوب به ابن عباس حتی اگر نظری فقهی یا تفسیری قلمداد نگردد از این جهت که ناظر به معرفتشناسی مفهومی شرعی در عصر اولیه تشریع اسلامی میباشد، دارای اهمیت ویژه است، زیرا روزنهای به سمت نگاهی متفاوت از مفهومشناسیهای رایج و غالب فقهی به شمار میآید.