لزوم بازخوانی مفهوم حقوق بنیادین بشر به عنوان قاعدۀ آمرۀ بین المللی
نویسندگان
1 دانشکدۀ حقوق دانشگاه شهید بهشتی
2 استاد یار گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/jlr.2021.220239.1817چکیده
یکی از منابع معتبر حقوق بین الملل عمومی قاعدۀ آمرۀ است؛ قاعده ای که توسط مادۀ 53 عهدنامه 1969 وِین در خصوص حقوق معاهدات معرفی گردیده که جامعۀ بین المللی دولتها، در کل خود، آن را در حد قاعده ای که هیچ گونه تخطی از حدود آن مجاز نیست و نه می تواند جز با قاعدۀ جدید حقوق بین الملل عام، با همان خصوصیت، تغییر یابد، مورد شناسایی قرار داده است. امروزه دیدگاه مطرح حقوقدانان بر این است که عدۀ از حق های بشری، به ویژه حقوق بنیادین بشر، نیز جزء قواعد آمرۀ بین المللی شمرده می شوند. حقوق بنیادین بشر، حقوقی اند که مطابق بند 2 مادۀ 4 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی 1966 دولت ها تحت هیچ نوع شرایطی نمی توانند آنها را نقض و یا محدود نمایند. مقاله حاضر با بررسی دیدگاه های مطرح حقوقدانان در خصوص موضوع، ویژگی های قاعدۀ آمرۀ بین المللی و حقوق بنیادین بشر، واضح ساخته است که قاعدۀ آمرۀ بین المللی، بر خلاف حقوق بنیادین بشر، در مواردی، مانند وضع قاعدۀ آمرۀ جدید توسط جامعۀ بین المللی (دولتها)، تغییر را می پذیرد. پس رابطه در میان این دو نوع قاعده از جنس «عموم و خصوص من وجه» بوده، با در نظرداشت ویژگی های هرکدام، تبدیل حقوق بنیادین بشر به قواعد آمرۀ بین المللی با ماهیت و ذات حقوق بنیادین بشر منافات دارد. لذا بهتر است بجای قرار دادن حقوق بنیادین بشر در جایگاه قواعد آمرۀ بین المللی، آنها در مقام والای تغییر ناپذیری خودشان در نظر گرفته شوند.