مطالعه‌ اثر تفکر انتقادی و تفکر خلاق بر یادگیری خودتنظیم با میانجی‌گری هوش هیجانی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

2 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

3 استاد گروه آموزش علوم‌ تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

4 استاد گروه آموزش علوم‌ تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

doi
10.30495/jpmm.2024.33079.3921
چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش مطالعه‌ی اثر تفکر انتقادی و تفکر خلاق بر یادگیری خودتنظیم با میانجی‌گری هوش هیجانی بود. روش­: روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت کمی و از منظر روش اجرا توصیفی از نوع همبستگی (مدل معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش‌آموزان دوره دوم ابتدایی ناحیه 2 اردبیل در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که تعداد آنان در حدود 13500 نفر بود و تعداد 374 نفر از آنها به‌ عنوان نمونه آماری با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش‌نامه تفکر انتقادی رجایی، پرسش‌نامه تفکر خلاق ولش و مک داوال ، پرسش‌نامه هوش هیجانی شات و همکاران و پرسش‌نامه یادگیری خودتنظیم بوفارد و همکاران بودند. یافته­ ها: یافته‌ها حاکی از آن بودند که همه شاخص‌های مطلق، تطبیقی و مقتصد مدل مطلوب‌ هستند و تفکر انتقادی و تفکر خلاق می‌توانند هم به‌صورت مستقیم و هم به‌صورت غیرمستقیم با درنظرگرفتن نقش میانجی هوش هیجانی روی یادگیری خودتنظیم تأثیر داشته باشند (p<0.05). نتیجه­ گیری: در نهایت پیشنهاد می‌شود توجه خانواده‌ها و مدارس به تقویت تفکر انتقادی و تفکر خلاق جلب شود. هم‌چنین، با توسعه هوش هیجانی در دانش‌آموزان تحت قالب برنامه‌های مدون و مستمر، در راستای افزایش یادگیری خودتنظیم آنان گام برداشت.