نظری تحلیل نقادانه بر اندیشه فقهی اسلام از منظر لویی میلیوت
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق و فقه مقارن، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری مذاهب فقهی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
doi
10.22034/fiqh.2023.385992.1141چکیده
لویی میلیوت، مستشرق فرانسوی و استاد برجسته حقوق دانشگاه پاریس و متخصص در فقه اهل سنت، معتقد است که باید اسلام را یک تمدن و فرهنگ جامع شناخت و این شناخت جز با درک مبانی فقهی این دین ممکن نیست. به نظر وی، فقه اسلام از غنا و درخشش خاصی دارد که از دایره دانش غربیان و حقوقدانان اروپا دور مانده است. از نظر لویی میلیوت، دانش در مکتب مسلمانان مانند درختی است که قرآن و سنت ثمره اصلی آن است و فقاهت تنه مهم و ساختار مبنایی آن. وی معتقد است که دین اسلام در کنار قرآن و سنت، دو ابزار فوقالعاده عقلی، یعنی قیاس و اجماع، را در اختیار دارد. قیاس یا مقایسه شرعی یکی از ابزارهای فقاهت است که قرنها است قواعد اسلام را دارای نوعی انعطافپذیری نسبی کرده است و بهتنهایی ابزار بزرگی است که سیستم قانونگذاری مسلمانان توانسته است از طریق آن، جریان زندگی، حقایق تجربه و واقعیتهای تاریخی را در نظر بگیرد. اجماع نیز یک ابزار عقلایی دیگر است که از قرآن و سنت حاصل میشود، در یک فرایند جمعی فقها شکل میگیرد تا به سبکی خاص، ساختار فکری ناشی از اجتهاد فردی را پیشبینی کند. میلیوت بر آن است که نظام فقاهتی اسلام، برخلاف سیستم قانونگذاری کلیسایی و اروپایی، از ظرافت خاصی در عرصه قاعدهسازی و انطباق این قواعد با عرف و شرایط اجتماعی برخوردار است. در این نظام، فقیه میتواند در عین رعایت اصول سنتی و متقدم، عناصر جدیدی را با کمک ابزارهای کاربردی عقل، یعنی قیاس و اجماع، بیابد. به نظر لویی میلیوت، تحلیل نظام فقهی و حقوقی اسلام که با اصلاح و ساماندهی عرف متقدم و تأسیس قواعد انعطافپذیر جدید همراه است، با شیوه مطالعاتی و استدلالی رایج در اروپا اشتباه است