واکاوی تأثیر داوری و میانجی‌گری بر ساختار عدالت ترمیمی و کیفری در فقه اسلامی و حقوق

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق و فقه مقارن، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

2 استادیار گروه مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

3 دانشجوی دکتری مذاهب فقهی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

doi
10.22034/fiqh.2022.355465.1097
چکیده

در این مقاله کوشیده‌ایم به‌اجمال به یکی از وظایف قوه قضاییه، یعنی اقدام مناسب برای احیای حقوق عامه و گسترش عدل و عدالت و پیش‌گیری از وقوع جرم و اصلاح ذات‌البین مجرمان بپردازیم. پرسش این است که: آیا میانجی‌گری تأثیری بر عدالت ترمیمی و کیفری در پیش‌گیری از وقوع جرم دارد؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که هدف اصلی میانجی‌گری و تأثیر آن بر عدالت ترمیمی و کیفری پیش‌گیری از وقوع جرم به طور مستقیم نیست، بلکه غیرمستقیم تأثیری مهم در پیش‌گیری ثانویه از تکرار جرم دارد. نتایج پژوهش، ایجاد زمینه صلح و سازش از طریق توسل به داوری و میانجی‌گری است. به همین سبب نظام عدالت کیفری در جهت تحقق نظام عدالت ترمیمی به‌تدریج به سمت میانجی‌گری پیش رفته تا بز‌ه‌دیده و بزهکار با وساطت میانجی‌گر، فارغ از تشریفات معمول در دادرسی‌های کیفری بتوانند ضمن مذاکره، خواسته‌هایشان را مطرح کنند و بدین وسیله، خسارات مادی و معنوی بزه‌دیده ترمیم شود و تعهدات بزهکار در قبال بزه‌دیده و جامعه مشخص، و موجبات جلوگیری از اطاله دادرسی فراهم شود. پژوهش حاضر به روش توصیفی‌تحلیلی و با هدف به‌کارگیری داوری و میانجی‌گری در عدالت ترمیمی و عدالت کیفری و نشان‌دادن تأثیر آنها انجام شده است.