مقایسهای دیدگاه موسوی خمینی و ابوالحسن ماوردی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق و فقه مقارن، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری مذاهب فقهی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
3 استادیار فقه و اصول، جامعة المصطفی العالمیة، قم، ایران
doi
10.22034/fiqh.2022.355529.1099چکیده
قوام نظام حکومت اسلامی، به فلسفه سیاسی و فقه حکومتی آن وابسته است. فلسفه سیاسی توجیهکننده حقانیت نظام سیاسی آن است. از اینرو هر کدام از نظامهای حکومتی، چه فقه خلافت از دیدگاه اهل سنت و چه فقه امامت از نگاه شیعه، میکوشد اساس حکومتش را، که در فقه سیاساش ریشه دارد، برای مردمش تبیین کند. بنابراین، در هر جامعهای متفکران سیاسی میکوشند مسائل و مشکلات سیاسی اسلام را بر مبنا و چارچوب فلسفه سیاسی و ریشههای فقه حکومتی خود پاسخ گویند. از اینرو هر حکومتی مشروعیتش را بر پایه فلسفه سیاسی خاصی توجیه میکند. نظریه ماوردی درباره حاکمیت و ویژگیهای حاکم اسلامی که بر اساس آموزههای فقه عمومی اهل سنت مطرح شده، از نظریههای مهم فقه حکومتی اهل سنت است. مطرحکردن نظریه ولایت فقیه، نهادینهشدن ولایت در عصر غیبت، و پایداری مبانی فکری فقه امامت از ابتکارات موسوی خمینی در زمینه فقه حکومتی است. بررسی مقایسهای این دو نظریه و بیان اصل حاکمیت در مذاهب اسلامی، امکان شناخت شباهتها و تفاوتهای مبتنی بر فلسفه سیاسی را از منظر فقه امامت و فقه خلافت فراهم میکند و از سویی میتواند به توسعهٔ فقه عمومی اسلامی بینجامد.