تبیین تئوریک پاسخ به جرائم حکومتی در پرتو مولفههای حکمرانی مطلوب
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری حقوق جزا وجرم شناسی دانشکده حقوق ، دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.29252/jlr.2021.223723.1995چکیده
بهرغم تنوع ادبیات جرمشناختی در قلمرو جرم حکومتی، مفهوم «پاسخدهی» به این جرائم کمتر مورد توجه واقع شده است. از مهمترین رویکردهای مفهومیِ موجود در این زمینه میتوان به رویکرد پنج عاملی کامفورت، رویکرد کنترل نهادهای جرمزایِ حکومت، رویکرد شش عاملی گرابوسکی و رویکرد جامعۀ مدنی روث و فردریکس اشاره کرد. غالبِ این رویکردها به دلایلی نظیر انتزاعی بودن، فقدان کارکرد عینی، تمرکز عمده به اشخاص و مقامات حکومتی- به جای تمرکز بر حکومت به عنوان یک کل- ضعف تئوریک و عدم امکان سنجشِ نتایج و دستاوردها، در عمل نتوانستهاند رویکرد نظاممندی را در خصوص کنترل و پاسخدهی به جرم حکومتی ارائه دهند. در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای، ضمن نقد و بررسی هر یک از این رویکردها، سعی شده است تا الگوی مطلوب برای پاسخدهی به این نوع جرایم ارائه شود. در نهایت چنین نتیجهگیری شده است که الگوی حکمرانی مطلوب با کاربست مولفههای مندرج در آن نظیر شفافیت، حکومت قانون، مسئولیتپذیری، پاسخخواهی و مطالبهگری، از شاخصههای یک الگوی موثر و کارآمد برخوردار بوده و پیش نیازِ لازم برای پاسخ دهی به جرایم حکومتی است.