بررسی نقش میانجی فرایند های خودشناختی در رابطه ی بین سرکوبگری (خودفریبی و دگر فریبی) با میل به طلاق در زنان و مردان متقاضی طلاق
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی مشاوره، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس،ایران.
2 دانشیارگروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس،ایران
3 دانشیارگروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس،ایران
4 دانشیارگروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس،ایران.
5 استادیار گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روان شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.30495/jpmm.2022.28956.3488چکیده
مقدمه: میل به طلاق زمینه ساز از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه یعنی خانواده است. تردیدی نیست این مساله علل متفاوتی دارد که بر روی زوجین و کسانی که با آنان در ارتباطند اثرات نامطلوبی به جا میگذارد. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی فرایندهای خودشناختی دررابطه بین سرکوبگری (خودفریبی و دگر فریبی) با میل به طلاق در زنان و مردان متقاضی طلاق انجام گرفت. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متقاضی طلاق مراجعه کننده به سازمان بهزیستی شهرستان بندرعباس بودند. حجم نمونه با نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای 380 نفر تعیین شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه خودشناسی انسجامی(2008)، بهشیاری(2003)، خودمهارگری (2004)، مقیاس شفقت خود- فرم کوتاه (2011)، سرکوبگری (1990) و پرسشنامه میل به طلاق(1996) استفاده شد. و برای تجزیه و تحلیل داده ها مدل معادلات ساختاری به کار گرفته شد و از نرم افزار آماری Amos استفاده شد یافتهها: نتایج نشان داد که بین سرکوبگری و میل به طلاق رابطه معنی داری وجود دارد. از بین فرایندهای خودنظم بخشی تنها رابطه میل به طلاق با شفقت مورد تایید قرار گرفت و در ادامه نتایج نشان دادندکه رابطه بین سرکوبگری با خودمهارگری، خودشناسی انسجامی و شفقت نیز از لحاظ آماری مورد تایید قرار گرفت. در نهایت شاخصهای برازندگی نشان دادندکه در کل نمونه، مدل، با داده ها برازش قابل قبولی دارد. نتیجهگیری: بابررسی فرایندهای خودشناختی به عنوان پیشبینی کننده طلاق و نقش این عوامل،می توان خود کارآمدی مدیریت طلاق را افزایش داد.