بررسی متالوگرافی، ICP-OES و SEM-EDS سه شئ آلیاژیِ عصر مفرغ مکشوف از بخش جنوبی حوضه ی هلیل رود، جیرفت
نویسندگان
1 استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه مازندران
2 استادیار دانشگاه هنر اصفهان
3 کارشناس ارشد سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری (استان کرمان)
4 دانش آموخته کارشناسی ارشد باستانشناسی
doi
10.22084/nbsh.2016.1547چکیده
فعالیتهای جدید باستانشناسی در جیرفت، در جنوب استان کرمان، علاوهبر کشف شواهد آغاز شهرنشینی، منجر به شناسایی مدارک فلزکاری، اشیای فلزی، شواهد معدنکاری کهن و سربارههای استحالهی کانسنگها گردیده است. در مجموعهی اشیای بازیافتی از حفاران غیرمجاز از منطقهی معروف به «میل فرهاد»، در جنوب خاوری دشت جیرفت، یک سنجاق و دو میله مفرغی انتخاب و در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفتهاند. بر پایهی مقایسه آنها، با نمونههای مکشوف از کاوشهای علمی باستانشناسی، قدمت آنها به عصر مفرغ (اواخر هزارهی چهارم و سوم ق.م.) برمیگردد. هدف نگارندگان شناخت آلیاژگری فلزات و مسائل فنی فلزکاری عصر مفرغ است که با پرسشهایی در زمینه ترکیبات عنصری و روشهای ساخت، زنجیره تولیدی و عملکردی اشیا و سازوکارهای اقتصادی-اجتماعی جوامع عصر مفرغ منطقه مورد مطالعه دنبال شده است. تولید اشیا با روشهای ذوب و قالبگیری و چکشکاری، دارا بودن زنجیره تولیدی و عملکردی در سطح منطقهای و فرامنطقهای و همچنین، وجود ساختار اقتصادی-اجتماعی و اداری پیشرفته در جوامع عصر مفرغ منطقه، پیشفرضهای مقاله حاضر هستند. نگارندگان، با استفاده از روش متالوگرافی، روشهای ساخت این اشیا را چکشکاری سرد و چکشکاری گرم، تشخیص دادهاند. عناصر موجود در آخالها، گویچهها و ناخالصیهای این اشیا، با استفاده از روشهای SEM-EDS و ICP-OES بررسی کمّی و کیفی شدند. ترکیب اصلیِ این سه آلیاژ از نظر فنی، مشابه فلزکاری عصر مفرغ منطقه جنوب خاوری ایران است؛ سنجاق و یکی از میلهها، از نوع آلیاژ مسِ آرسنیکی و میله دیگر، از مس تقریباً خالص میباشد. دیگر عناصر شناساییشده در آنها، نظیر: آنتیموان، روی، قلع، سرب، استرانسیم، آهن و نقره، با نتایج آزمایشهای شیمیایی کانسنگهای منطقه، همپوشانیِ بهنسبت دقیقی دارند. گونهشناسی این اشیا و تشابه فنی و ساختاری آنها، روابط بین محوطههای باستانی منطقهی جنوب خاوری ایران را با یکدیگر و همچنین، با سایر مراکز باستانی در فلات ایران و مناطق همجوار، قابل تحلیل میسازد.