بررسی نظام مطابقه در بَنافی، پاپونی، دو‌سیرانی، ریچی،سُمغانی، گُرگَنائی، مُسقانی و نودانی بر پایة الگوهای کامری (1978)

نویسندگان

1 مدرس-دانشکدۀ فنی شهید باهنر شیراز

doi
10.22099/jill.2022.41522.1268
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و مقایسۀ نوع نظام مطابقۀ احتمالی در گویش‌های بَنافی، پاپونی، دوسیرانی، ریچی، سُمغانی، گُرگَنائی، مُسقانی و نودانی است. این بررسی، به لحاظ رده‌شناختی، در چارچوب الگوهای کامری (1978)، برای بازنمایی فاعل فعل لازم، فاعل فعل متعدی و مفعول فعل متعدی در بند‌های لازم و متعدی صورت می‌گیرد. الگو‌های مورد نظر عبارتند از: (الف) خنثی، (ب) فاعلی-مفعولی، (ج) کُنایی-مطلق، (د) سه‌بخشی و ردۀ (ه) که کامری نامی برای آن پیشنهاد نکرده است، یعنی، ردۀ غیرفاعلی-غیرفاعلی (دبیرمقدم، 2012). این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و پیکرۀ مورد استفاده در آن برگرفته از دفتر دوم گنجینۀ گویش‌شناسی فارس (سلامی، 1384) و دو اثر دیگر در گویش پاپونی می‌باشد. یافته‌های این پژوهش گویای آن است که از میان گویش‌های مورد مطالعه، فقط گویش ریچی مطابقۀ یک‌دست فاعلی-مفعولی دارد. سایر گویش‌های این پژوهش، مطابقۀ دوگانه دارند. یعنی، (1) مطابقۀ «فاعلی-مفعولی» در فعل‌های لازم، فارغ از هر زمانی و فعل‌های متعدی در ساخت‌های زمان حال و (2) مطابقۀ «غیرفاعلی-مفعولی» در بندهای متعدی مشتق از ساخت‌های گذشته. علی‌رغم این‌که مطابقۀ غیرفاعلی-مفعولی در زبان‌های ایرانی به رده‌های سه‌بخشی، کُنایی-مطلق و غیرفاعلی-غیرفاعلی دسته‌بندی می‌شود، بر پایۀ داده‌های زبانی حاضر، مطابقۀ غیرفاعلی-مفعولی در گویش‌های مورد بررسی غالباً سه‌بخشی است. در میان این گویش‌ها، بَنافی بیش‌تر ‍از سایر گویش‌ها، ویژگی‌های نظام غیرفاعلی-مفعولی خود را از دست داده است و این تغییر در هم‌سوئی بیش‌تر با نظام فاعلی- مفعولی می‌باشد.