اثر بخشی و مقایسه آموزش مهارتهای اجتماعی به دو گروه کودکان و کودکان و مادرانشان در کاهش احساس تنهایی و افزایش پذیرش همسالان
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشگاه آزاداسلامی، واحدداریون، باشگاه پژوهشگران جوان ونخبگان، داریون، ایران
3 دانشگاه آزاداسلامی، واحدداریون، باشگاه پژوهشگران جوان ونخبگان، داریون، ایران
4 عضو هیئت علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
هدف، اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی به دوگروه کودکان وکودکان و مادرانشان درکاهش احساس تنهایی و افزایش پذیرش همسالان در آنها است. روش نمونهگیری هدفمند است که از بین 6 مدرسه ناحیه 4 آموزش و پرورش شیراز، 2 مدرسه که از لحاظ آموزشی، فرهنگی و طبقه اجتماعی همتا بودند، انتخاب و دانش آموزان کلاسهای چهارم و پنجم (300نفر) با استفاده از مقیاس احساس تنهایی کودکان آشر و پرسشنامه پذیرش همسالان سنجیده شدند، 65 نفرکه بالاترین نمرات را در مقیاس احساس تنهایی و پایینترین نمرات را درپذیرش همسالان بدست آوردند انتخاب، و به طورتصادفی در سه گروه (دوگروه آزمایش و یک گروه کنترل) قرار گرفتند؛ در این مطالعهی شبه آزمایشی، کودکان هر دوگروه به مدت هشت جلسه یک ساعته مورد آموزش قرارگرفتند؛ در گروه کودکان و مادران، مادران نیز در شش جلسه یک ساعته جداگانه مورد آموزش قرار گرفتند و از روند آموزش کودک خود آگاهی یافتند و در نهایت پس از اتمام جلسات، پسآزمون گرفته شد و از تحلیل کوواریانس در جهت آنالیز دادهها استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس حاکی از اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی به دوگروه کودکان و کودکان و مادرانشان در جهت کاهش احساس تنهایی و افزایش پذیرش همسالان در هر دوگروه بود، اما بررسی مقایسهای اثربخشی دوگروه علی رقم اختلاف بالای میانگین دو گروه، معنادار نبود. عدم معناداری آماری در مقایسه دو گروه، به معنای عدم اهمیت بالینی در این حوزه نیست و نشان میدهد که والدین به خصوص مادران نقش بسیاری در آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان و ارتباط آنها با همسالان داشته که این امر به نوبه خود احساس تنهایی درکودکان را تحت تاثیر قرار میدهد.