بررسی چندمعنایی فعلهای مرکب فارسی با همکرد گرفتن براساس نظریۀ صرف ساختی
نویسندگان
1 گروه زبان شناسی و ایرانشناسی، دانشکده ایران شناسی ، دانشگاه ولیعصر رفسنجان
2 گروه زبان شناسی و ایرانشناسی، دانشکده ایران شناسی ، دانشگاه ولیعصر رفسنجان
doi
10.22099/jill.2022.42693.1294چکیده
جستار پیشرو به دنبال آن است الگوهای شکلگیری فعلهای مرکب همراه با همکرد گرفتن را در چارچوب نظریۀ صرف ساختی (بوی، 2010الف و ب) واکاوی و چندمعنایی موجود در آنها را بررسی کند. در جمعآوری دادههای پژوهش که پیکرهای حاوی 300 فعل مرکب همراه با همکرد «گرفتن» است، از فرهنگ زانسو (کشانی، 1372)، فرهنگ بزرگ سخن (1381)، فرهنگ ظرفیت نحوی افعال فارسی (رسولی و همکاران،2011)، فرهنگ املایی خط فارسی (صادقی و زندیمقدم، 1394) و فرهنگ واژهیاب برخط فارسی استفاده شده است. جهت تبیین چندمعنایی فعلهای مرکب مورد نظر و شناخت الگوی ساخت آنها، با پذیرش ایدۀ «واژگان پایگانی» و کمکگرفتن از مفهوم طرحوارۀ ساختی و زیرطرحوارۀ ساختی، تمامی معانی متمایز به هر الگوی شکلگیری این افعال در قالب زیرطرحوارۀ ساختی مجزا ترسیم شد. هر چند این زیرطرحوارههای ساختی نیز در سطوح مختلفی از انتزاع قرار دارند. بنا به مفاهیم وراثت پیشفرض انگیختگی و سلسلهمراتبی بودن واژگان، همۀ زیرطرحوارههای ساختی تحت یک طرحوارۀ ساختی بسیار انتزاعی و کلی مرتبه بالا قرار میگیرد. نتایج نشان داد تحلیل چندمعنایی واحدهای زبانی در چهارچوب صرف ساختی، رویکردی شناختی، ساختبنیاد و «واژهبنیاد» است که در سطح انتزاعی طرحوارۀ ساختی اتفاق میافتد. برای افعال مرکب همراه با همکرد گرفتن هفت طرحوارۀ ساختی کلی شناسایی و ترسیم شد که هرکدام به چندین زیرطرحوارۀ ساختی تقسیم میشدند. در نهایت، شبکۀ پایگانی و سلسلهمراتبی کامل از این طرحوارههای ساختی ارائه میشود.