گفته ها و ناگفته هایی در باره باستانشناسی روند گرا
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 دانشیار دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
چکیده
آنچه نگارنده را به نگارش این مقاله واداشت به نوعی بیان اهمیت بهرهگیری از تئوریها در فعالیتهای میدانی میباشد. متأسفانه یکی از رفتارهای غلط علمی که در گذشته در اروپا و امریکا صورت پذیرفته، توجه صرف در چاپ گزارش حفاریها و بررسیهایی که هنوز در صحت و سقم نتایج آن تردید وجود دارد، بوده است؛ با اینحال، بعدها دریافتند که صرف پرداختن به گزارشهای میدانی مشکلی را از جوامع باستانی برطرف نمیکند. در طی دو دههی اخیر و در پی گسترش ارتباط باستانشناسان ایرانی با پیشرفتهای علمی باستانشناسی خصوصاً در زمینه نظریات و چارچوبهای فکری که جامعه باستانشناسی دنیا آنها را در دهههای 60 و 70 م. تجربه کرده بودند، جامعه باستانشناسی ایران با حجمی وسیعی از اطلاعات علمی، روشها و نظریات مواجه شدند. جالب است این اطلاعات در جوامع اروپایی و امریکایی به مرور زمان و در پی بحثها و سمینارهای مختلف مطرح میشدند. براین اساس، طبیعی است تا باستانشناسانی که در این کشورها فعالیت مینمودند، به درک درستی از نظریات ارائه شده برسند؛ البته بحث بر سر درستی یا نادرستی نظریات نیست، منظور فهم و برخورد با این نظریات است که به مرور بوده است. در مقابل در ایران طی سالهای اخیر باستانشناسان جوان و جویای علم این حجم اطلاعات را در دو یا سه منبع آنهم بهصورت ترجمه جستجو نمودند. آنهایی هم که از زبان انگلیسی سررشتهای داشتند به مقالات مربوطه مراجعه مینمودند. در هر دو صورت بهدلیل مواجهه ناگهانی باستانشناسان جوان ایرانی با مطالبی که در جریان چگونگی آنها نبودند، یک سردرگمی را بهوجود آورد؛ حتی برخی تصور میکردند که با آمدن یک تفکر، تفکر و یا چارچوب فکری قبلی منسوخ شده است.