حق بر تابعیت؛ از حقوق بینالملل خصوصی تا حقوق بشر
نویسندگان
1 استادیار، دانشکدة حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استادیار، دانشکدة حقوق، پردیس فارابی دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22059/jolt.2015.55637چکیده
مفهوم حق به مثابة یکی از مفاهیم بنیادین حقوق، سیاست و اخلاق، راه خود را به گفتمان حقوقی جامعة ایرانی نیز باز کرده است. با این حال، مفهوم یادشده، مفهومی مناقشهآمیز بوده و هرگونه بحث دربارة آن مستلزم ورود به عرصة نظریهپردازی است. به رغم بیان دیدگاههای متفاوت در زمینة ماهیت حق که ذیل دو نظریة ارادهانگار و سودانگار قابل دستهبندیاند، به نظر میرسد میتوان نظریة مطالبهانگار را که به موجب آن، حق، ادعای فردی تضمینشدهای است که بر اساس دو عنصر کرامت ذاتی و فاعلیت اخلاقی توجیهشدنی است، جامع نظریههای مفهومی رقیب دانست. پرسش آن است که آیا میتوان بر مبنای نظریة مزبور و با تکیه بر مبانی توجیهکنندة آن، از ادعای فرد بر داشتن تابعیت در معنای مورد بحث در حقوق بینالمللی خصوصی ذیل عنوان حق دفاع کرد؟ در این مقاله تلاش شده است با اتخاذ رویکردی توصیفی- تحلیلی نشان دهیم برخورداری از تابعیت، یکی از حقادعاهای بنیادین انسانی است و افزون بر این، پیششرط برخورداری از همة حقهاست. بر این اساس، عدم شناسایی تابعیت به مثابة حق بهطور مستقیم، به انکار کرامت ذاتی و فاعلیت اخلاقی و در نهایت، به سلب انسانیت انسان منتهی خواهد شد.