مدل مفهومی منطق تولید علوم انسانی از قرآن و نظریه ابتنا

نویسندگان

1

2 دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22034/qabasat.2026.2072014.2444
چکیده

نظریه ابتناء، که از منظر دانش فلسفه دین، به فرآیند و سازکار تولید معتبر و قابل سنجش معرفت دینی می پردازد، در صدد است تا بُعد کلان دستگاهیِ روشگانیِ پویا و محرکِ تولید معرفت دینی را در اثر تعامل پیوسته و متناوب مبادی خمسه دین، نمایان سازد. بدین سان سطح و افق علمی منسجمی که این نظریه در حوزه تولید معرفت دینی ارائه می کند، با سایر مدل‌ها و الگوها بسیار متفاوت بوده و موجب تمایز آن می شود؛ چراکه خاستگاه این نظریه پیشگیری از ایجاد چالش‌های معرفتی است. لذا پژوهش حاضر که از نوع بنیادی و بر اساس طرح پژوهش نظریه ای و به روش کتابخانه ای انجام شده است درصدد است تا مدل مفهومی منطق تولید علوم انسانی از قرآن را بر اساس این نظریه ابزار سنجی نموده و صرفا به بررسی چگونگی تعامل متناوب مبادی خمسه در ایجاد سازکار و فرآیندمند منطق تولید علوم انسانی از قرآن بپردازد و امکان استکشاف نظریات علوم انسانی را با محوریت قرآن کریم با ارائه الگوی عینی به اثبات رساند. از این پژوهش درصدد است؛ تا از این رهگذر با تبیین چگونگی تعامل متناوب مبادی خمسه بر اساس سه سطح ابتنای معرفتی، روشی و کاربستی به ارائه قواعد مفهومی، قواعد روشی، قواعد نظری پردازی، ضوابط سیستمی، سنجه های تولیدی منطق تولید علوم انسانی از قرآن بپردازد و میزان ظرفیت و کارآمدی مبتنی بر فلسفه معرفت دینی را از کانال نظریه ابتناء ارائه نماید.