گزاره‌های منطق‌گریز و حقیقت

نویسندگان

1 استاد پژوهشکده زبان و ادبیاات فارسی.پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.تهران.ایران

doi
10.22108/jpll.2024.141537.1839
چکیده

این پژوهش به بررسی مفهوم گزاره‌های منطق‌گریز و نقش آنها در زبان و تجربه‌های شهودی می‌پردازد. این گزاره‌ها که از قواعد منطقی پیروی نمی‌کنند، در حالت‌هایی خارج از آگاهی معمولی به کار می‌روند و معنایی متفاوت از معنای قراردادی کلمات دارند. براین‌اساس، استدلال می‌شود که این گزاره‌ها نه برای متکلم و نه برای مخاطب اعتباری ندارند؛ زیرا در حالت آگاهی پدید نیامده‌اند و بر معنی معینی دلالت نمی‌کنند که اهل‌زبان از آن برداشتی یکسان داشته باشند. در این پژوهش همچنین به تفاوت‌های بین دیدگاه‌های پیشامدرن و پست‌مدرن اشاره می‌شود. در نگاه اول، معنی یگانه‌ای برای متن‌های مرکب از این گزاره‌ها وجود دارد که تنها برای خواص دست‌یافتنی است؛ درحالی‌که پست‌مدرن‌ها هیچ حقیقت یگانه‌ای را قبول ندارند و معتقدند که هر فرد می‌تواند حقیقت خود را از متن استخراج کند. به‌لحاظ روش‌شناختی، پژوهش حاضر با اتکا بر نظریۀ هلیدی، به نقش‌های کاربردی زبان و تقسیم‌بندی آنها می‌پردازد که شامل نقش اندیشگانی، بیناشخصی و متنی است. این نقش‌ها، کلمات را به‌عنوان نشانه‌هایی سمبلیک معرفی می‌کنند که بر معنای قراردادی دلالت دارند و برای ساماندهی زندگی اجتماعی ضروری هستند. درنهایت، به تجربه‌های شهودی‌ای پرداخته می‌شود که در آنها زبان برای بیان تجربه‌هایی به کار می‌رود که نه به عالم عین مربوط است و نه در آگاهی و هشیاری صورت می‌گیرد. این تجربه‌ها شامل شعر غنایی، رؤیاها و تجربه‌های روحانی هستند که همگی در تعطیل عقل و حس تجربه می‌شوند.