تحلیل بازتاب اندیشههای شبستری در گلشنراز در مقالات دهههای هشتاد و نود از منظر نظریۀ دریافت (یاوس و آیزر)
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان، رشت
3 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان
doi
10.22108/jpll.2024.139351.1794چکیده
گلشنراز یکی از متون محوری در حوزة عرفان نظری است که تاکنون پژوهشهای بسیاری دربارۀ آن صورت گرفته است. پژوهش حاضر با اتکا بر نظریة دریافت، به تحلیل رویکرد نویسندگان مقالات نگارشیافته در دهههای هشتاد و نود دربارۀ گلشنراز میپردازد. نظریۀ دریافت بر اهمیت رابطۀ «متن-خوانش»، نقش خواننده در تعیین معنای متن، تأثیر پارادایمهای اجتماعی در شکلگیری افق انتظارات مخاطبان و تداوم خوانش متن تأکید دارد. «هانس رابرت یائوس» و « ولفگانگ آیزر» دو نظریهپرداز اصلی رویکرد دریافت، بر تغییرپذیری معنای متن باتوجهبه دورة تاریخی و نوع خواننده، جایگاه خواننده در آفرینش معنی با فراخواندن پسزمینههای ادبی و طرحوارههای ذهنی او تأکید دارند. این جستار به روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به مقالات نوشتهشده در دهههای هشتاد و نود دربارة گلشنراز انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که افق انتظارات مخاطبان و پارادایمهای اجتماعی حاکم بر آن دو دهة، ازجمله گرایش مخاطبان به تفسیرهای عقلی، تلفیق دین و عرفان، گرایش به مطالعات تطبیقی و عرفان نظری، بر معانی دریافتی مخاطبان از متن گلشنراز تأثیر گذاشته است. این تأثیرات در پنج دستة عمده شامل نقد محتوایی، نقد زیباییشناسانه، بررسی ریشههای قرآن و حدیث، پژوهشهای تطبیقی و بررسی شروح گلشنراز، جای گرفتهاند.