بررسی و تحلیل معنا در تلقی عرفانی ابنترکه اصفهانی
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22108/jpll.2023.132203.1720چکیده
بیان مسئله: صائنالدین علی معروف به ابنترکۀ اصفهانی (770‑835 ق.) یکی از فلاسفه و عارفان متأثر از مکتب ابنعربی است؛ ازاینرو معنا، زبان و لفظ را نیز در چارچوب وحدت وجود تبیین کرده است. در این پژوهش دربارة مفاهیم مرکزی نظریۀ وی بحث میشود.روش: نگارندگان در این پژوهش کوشیدهاند از رهگذر آثار و رسایل چاپی و مخطوط ابنترکه، بهروشی توصیفیتحلیلی، تبیینهای معناشناختی و مؤلفههای مترتب بر آن را استخراج کنند و مفاهیم مرکزی نظریۀ وی را به بحث بگذارند.یافتهها و نتایج: نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد وحدت وجود برای ابنترکه امکانی فراهم آورده است تا بتواند ابعاد ناسوتی و تجریدی زبان را در کنار هم و در یک وحدت دیالکتیکی، تبیین و برپایة آن، نظریۀ إشعار را طرحریزی کند. إشعار در دیدگاه ابنترکه غایت خلقت آدمی است. انسان در عالم هستی در جایگاه إشعار قرار دارد. إشعار در آثار ابنترکه به معنی آگاهانیدن است. إشعارکننده درواقع حقایق عالم ظهور را کشف میکند و رموز آن را درمییابد؛ زیرا همۀ هستی کلمةالله است و انسان در مقام إشعار، قرائتکننده و بیانگر این کلمات است. ابنترکه درپی آمیختن ابعاد تنزیهی و تشبیهی هستی، زبان ملفوظ را نیز، که امتداد نفسالرحمن در عالم اصغر است، دارای دو وجه جمالی و جلالی میداند و در همین راستا وضع الفاظ را نیز با تبیینی دوساحتی بررسی میکند.