صدایی از پشت درهای بسته: نگاهی مردمنگارانه به بیمارستان اعصاب روان
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.
2 کارشناس مددکاری اجتماعی ، گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.
3 دانشجوی دکترای جامعه شناسی اقتصادی و توسعه گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی، مشهد.
doi
10.22054/rjsw.2026.86560.827چکیده
بیماران اعصاب و روان بهعنوان گروهی در حاشیه و بیصدا، اغلب از دیدهشدن و شنیدهشدن در جامعه محروماند. این مقاله با هدف روشن کردن ابعاد پنهان زندگی بیماران و بازتاب واقعیتهای تعاملات انسانی و ساختاری در محیط بیمارستان انجام شده است؛ به این منظور، از روش مردمنگاری و تکنیک مشاهده مشارکتی استفاده شده است. میدان تحقیق، یک بیمارستان اعصاب و روان در شمال شرق ایران است. جامعه آماری این پژوهش شامل مددکاران اجتماعی، پرستاران، خدمه، نگهبانان و بیماران بوده و روش نمونهگیری بهصورت هدفمند از میان افرادی انجام شده است که در فرایندهای کلیدی تعاملات با بیماران نقش داشتهاند. یافتهها شامل ۶ مقوله است: ۱- فضای بیمارستان و کمبود امکانات در بخشهای مختلف؛ ۲- بیماران اعصاب و روان در معرض حمایت فرسودگان؛ ۳- برچسبزنی در تعاملات با بیماران؛ ۴- جداسازی بیماران از کادر؛ ۵- مراقبت انضباطی؛ از نظم تا خشونت؛ ۶- چالشهای کار با بیماران اعصاب و روان. نتایج نشان میدهد که بسیاری از تعارضات، خشونتها و ناکارآمدیها ریشه در ساختارهای معیوب، فرسوده و نابرابر دارند؛ ساختارهایی که نهتنها توان حمایت مؤثر از بیمار را ندارند، بلکه کادر درمان را نیز به بازتولید خشونت، بیتفاوتی و تبعیض سوق میدهند.