نشانهشناسی تمثیل «طوطی و بازرگانِ» مثنوی برپایة نظریة مایکل ریفاتر
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22108/jpll.2021.127399.1582چکیده
مایکل ریفاتر در نقد نشانهشناسی جدیدِ خود درپی آن است تا با تبیین ماهیّت و کارکرد زبان شاعرانه در متون ادبی و با تکیه بر توانش زبانی ابَرخوانندگان، به خوانشی جدید از شعر دست یابد. تمثیل «طوطی و بازرگان» در مثنوی بهدلیل ظرفیّت خاص و ساختار دیالکتیکی، بستری مناسب برای انطباق با فرایندهای نظریة یادشده است. این پژوهش بهشیوة توصیفی ـ تحلیلی خاستگاه «توصیه به مرگ ارادی به مدد رهایی از آفات شهرت» ـ ذکرشده در تمثیل مدّنظر ـ را تبیین و چگونگی بسط آن با فرایندهای مطرح در نظریة ریفاتر را بررسی میکند. با بررسی این مؤلفهها میتوان پیبرد مولوی در فرایند «انباشت» در زنجیرة دوم، یعنی «مردن» که بنای اصلی مبحث است، تعابیری ملموستر را برای حقیقتنمایی بیشتر داستان برگزیده است. در «منظومههای توصیفی» منظومة کلانِ «طوطی» بهدلیل داشتن اقمار فلکیِ بیشتر، در رأسِ دو منظومة خُرد دیگر قرار میگیرد. این امر تأییدکنندة آن است که حکایت، گرد محور روح و مسائل ترتیبیافته بر آن میچرخد. در فرایند «بسط» نیز بهدلیل توجه همیشگی به تیپسازی و علاقهمندی به روانشناسیِ شخصیتها، با افزودن نقشمایههای آزاد و کنشهای غیرضروری، مفهوم فنا و بقا را باورپذیرتر کرده است.