تحلیل تأویلهای قرآنی ـ روایی عارفان در تذکرةالاولیا
نویسندگان
1 زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 عضو هیات علمی دانشگاه رازی ، کرمانشاه. گروه زبان و ادبیات فارسی
3 عضو هیات علمی دانشگاه رازی، کرمانشاه
doi
10.22108/jpll.2019.113207.1283چکیده
ادب فارسی و بهویژه نوع عرفانی آن با قرآنکریم و حدیث انسی دیرینه دارد. نویسندگان و شاعران عارفمسلک در رویارویی با قرآن و حدیث، افزونبر بهرهبرداری متعارف از آنها، نگاهی تأویلی به این منابع داشته و گاهی ساختارشکنی هم کردهاند؛ عطار نیشابوری از این زمره است. او علاوهبر تأویلهایی که خود از قرآن و احادیث در آثار گوناگون خود دارد، با تألیف تذکرةالاولیا نقشی بسیار مهم در انتقال آرای تأویلی عارفان برجسته ایفا کرده است. عارفانی که عطار در تذکرةالاولیا به معرفی آنها میپردازد، هریک فراخور حال و مقام خود به تفسیر و تأویل آیات و احادیث همت گماشته و بیشتر با بیانی عادی و گاهی با بیانی رمزی، اندیشههای خود را عرضه کردهاند. این پژوهش با هدف نقد و بررسی تأویلهای قرآنی و روایی عارفانِ معرفیشده در تذکرةالاولیا برپایۀ نظریۀ هرمنوتیک و با روشی توصیفیتحلیلی و رویکرد به نظریۀ بینامتنیّت ژرار ژنت تنظیم شده است؛ همچنین نویسندگان میکوشند جلوههایی از نقش عطار را در حفظ و انتقال میراث عرفانی عارفان پیش از وی نشان دهند. یافتهها نشان میدهد که میتوان تأویلها را ازنظر ساختار زبانی به دو نوع واژهمحور (واژگانی) و جملهمحور (انداموار) تقسیم کرد؛ بنابراین عارفان ذکرشده در تذکرةالاولیا در رویارویی با واژگان گوناگون قبله، محو، عبادت و... و در برخورد با جملههای «حسنات الابرار سیّئات المقرّبین»، «الجار ثمّ الدّار» و... از ظاهر آیات و احادیث فراتر رفته و به تأویل دست زدهاند