مکاشفات شبانه حافظ

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
چکیده

حافظ در بسیاری از اشعار خود به تجربیات رویدادهای شبانه­ای اشاره کرده که دربردارندة دستاوردهای عرفانی برای او بوده است و اغلب با کاربرد واژة «دوش» و استفاده از تعابیری نظیر «دوش دیدم که...»، آنها را به تصویر می‌کشد. این تعبیر با اصطلاح «طوارق» نزد عرفا مناسبت دارد. «طوارق» به معنای آن چه در مناجات شب بر دل عارف و سالک وارد می­شود، از جمله اصطلاحات عرفانی است که مفهوم آن در اشعار شاعران عارف پیش از حافظ نیز مصادیقی دارد. از دیگر سو، ریشه­یابی و تحلیل این رویاهای شبانه که بخش قابل ملاحظه­ای از تجربیات عرفانی حافظ را دربرمی­گیرد، با مباحث روانشناختی رویا و راه یافتن ذهن انسان به ضمیر ناخودآگاه در شب از راه­هایی مانند خواب، مستی، تخیل و... به دلیل تاریکی و ناشناخته بودن شب ارتباط می‌یابد و لذا می توان با تأمل در این­گونه اشعار حافظ، شخصیت درونی و مدارج عرفانی او را بهتر شناخت. غایت این تحقیق، ریشه­یابی و تحلیل تجربیات عرفانی در شعر حافظ است که با استفاده از روش روانشناختی یونگ در خصوص نقشی که ضمیر ناخودآگاه انسان در رسیدن به این­گونه تجارب روحی دارد، صورت می­پذیرد.