رویکرد نشانه- معناشناختی فرآیند مربّع معنایی به مربّع تنشی در حکایت دقوقی مثنوی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان
doi
چکیده
نشانه- معناشناسی به عنوان یکی از شیوههای نقد ادبی نو، در قالب فرآیندها و در ابعاد مختلفی مطرح میشود که یکی از آنها، فرآیند تنشی است. در فرآیند تنشی، بین عناصر نشانه- معنایی، رابطهای به وجود میآید که معنا از کمرنگترین تا پُررنگترین شکل آن، در نوسان است. بر این اساس، در جریان فعّالیت حسّی- ادراکی میتوان فرایندی را تبیین کرد که مجموع عناصر فضای تنشی، حضور فعّال دارند. شوِشگر، با کمکگرفتن از این عناصر و در فرآیندی گفتمانی، در مرکز تنشهای حسّی قرار میگیرد. سپس در ارتباط با عمق فضای تنشی، سبب شکلگیری مدلولهای معنایی میشود. این حضور، گفتمان را به سوی نوعی نظام ارزشی هدایت میکند که درونههای گفتمانی بر آن استوار است و ما را با معنای تولیدشده مواجه میسازد. این مقاله در پی آن است تا ضمن تبیین ویژگیهای نشانه- معناشناختی «داستان دقوقی» از مثنوی، با روش تحلیلی و توصیفی فرآیند گذر از مربّع معنایی را به مربّع تنشی و نحوۀ شکل-گیری فرآیند تنشی را در این داستان، بررسی و تحلیل کند تا از این رهگذر بتوان پاسخی برای این پرسش مهم یافت که چگونه فرآیند تنشی، شرایط گفتمانی را تغییر میدهد و منجر به تولید معناهای سیال میگردد. در واقع هدف از این مقاله، آن است که نشان دهد چگونه عارفی راهیافته، به عنوان «منِ» خردگرا، از طریق رابطه احساسی و تنشی، در گسست با خودش قرار میگیرد. سپس در سیری عرفانی و در فرآیندی استعلایی، به دیدار با ابدال و در مرتبهای بالاتر، به مقام وحدت با خدا نایل میشود.