ارزیابی رابطه شدت رقابت سهامداران با بازدهی و ارزش شرکتهای فعال بورسی: شواهدی از سنگربندی مدیریتی یا همگرایی منافع
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه حسابداری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22108/far.2023.138946.1994چکیده
هدف محوری این تحقیق بررسی شواهدی از دو فرضیه سنگربندی مدیریتی یا همگرایی منافع در ارزیابی ارتباط شدت رقابت سهامداران بر بازدهی و ارزش شرکتهای فعال بورسی ایران است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی، از منظر روش پسرویدادی و از نوع توصیفی است و در دسته تحلیل مدلهای رگرسیون غیرخطی آستانهای قرار میگیرد. نمونه آماری مشتمل بر 127 شرکت فعال تولیدی، شرکتهای بورس اوراق بهادار تهران است که در بازههای زمانی 1400-1391 در بورس فعالیت مستمر داشتهاند. نتایج پژوهش ضمن تأیید وجود رابطه غیرخطی آستانهای بین شدت رقابت سهامداران با بازدهی و ارزش شرکت بیان میکند در هر دو فرضیه، با تغییر سهم مالکان دولتی فرضیه همگرایی منافع برسنگربندی مدیریتی غالب است؛ به عبارت دیگر، سهامدارن عمده تلاش کردهاند ازطریق کنترل و نظارت در جهت کاهش تضاد نمایندگی و همسویی منافعشان با مدیران و سهامداران جزء برآیند تا بتوانند نسبت به افزایش ارزش و بازدهی شرکت اقدام کنند. در سطوح تمرکز بالای سهامداران، سهامداران با تسلط بر بازار امکان بهرهمندی از نرخهای ارز تعرفهای، خوراک ارزان قیمت و حمایتهای دولتی برایشان فراهم میشود؛ ازاینرو، اینگونه سهامداران با قرارگرفتن در حاشیه امن، تهدیدی از سوی رقبا احساس نمیکنند و میتوانند منابع خود را در فعالیتهای سودآور با بازدهی و ارزش بالا استفاده کنند. این مطالعه با آزمون همزمان دو فرضیه سنگربندی مدیریتی و همگرایی منافع میتواند گام مؤثری در توسعه ادبیات نظری در حوزه ساختار مالکیت و عملکرد شرکت باشد. برخلاف مطالعات قبلی، استفاده از این رویکرد زمینة پیشرفت تعیین سطح آستانه ساختار مالکیت و مقایسه وضعیت متغیرها در سطوح قبل و بعد از سطح آستانه بهمنظورتصمیمگیری صحیح صاحبنظران، برنامهریزان مالی و سهامدارن برای افزایش سرمایهگذاری در فعالیتهای سودآور با بازدهی و ارزش بالا فراهم میشود.