نقدی بر دو رمان از رضا امیرخانی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنرکرمان

doi
چکیده

داستان‌های دفاع مقدس اکثراً با زبانی واقع‌گرایانه و به دور از تکلّف، در شرایط بحرانی جهت برجسته کردن ارزش‌های انسانی و تقویت روحیه ایثارگری نوشته شده‌اند. بعد از عصر دفاع مقدس، بتدریج دوران گذار از داستان‌های رئالیستی به داستان‌های تلفیقی( تخیّلی و واقع گرا) فرا می رسد. از این رو دهه هفتاد و هشتاد، توجه اهل قلم به خیال پردازی و ایجاد فضای ذهنی انتزاعی بر اساس آفرینش‌های ادبی و هنری معطوف می‌گردد. رضا امیرخانی از جمله نویسندگان جوانی است که در عرصه داستان نویسی تلاشی چشمگیر داشته است و بین رمان‌های او نوعی پیوستگی ساختاری وجود دارد. «ارمیا» و «بیوتن» به ترتیب رشد و تحوّل فکری و توانایی نویسندگی او را در عرصه رمان نویسی مدرن نشان می دهند. بین این دو رمان چه نشانه‌هایی مبتنی بر پیوستگی ساختاری وجود دارد و چه دلایلی رشد قدرت قلم او را در رمان «بیوتن» نسبت به « ارمیا» اثبات می‌کند؟ این نوشتار افزون بر جستجوی این پرسش‌ها به نشانه‌های رمان نو و ضد رمان نیز می پردازد و در کنار توصیف زیبایی‌ها و جذابیّت‌های هر دو رمان، به کاستی‌های رمان «بیوتن» متأثّر از نشانه‌های ضد رمان اشاره می‌گردد.