نگاهی به فراهنجاری دستوری در اشعار م. سرشک

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

doi
چکیده

به اعتقاد صورت­گرایان روسی، هر شاعر و نویسنده برای آفرینش اثر ادبی خود، به انواع فراهنجاری‌ها و قاعده­افزایی‌ها در زبان دست می­زند و با نامتعارف ساختن آن، باعث نوعی برجسته‌سازی می­شود. یکی از این فراهنجاری­ها، گریز از قواعد دستوری حاکم بر زبان است که در واقع، وجه تمایز زبان ادبی از زبان غیر ادبی نیز هست. در این شیوه شاعر با تخطّی از قواعد دستوری، گزاره پیام را به پس­زمینه فرستاده و خود پیام را در معرض کانون توجه مخاطب قرار می­دهد. از آنجایی­که ذات شعر بر دستور گریزی بنا شده است، نمود این­گونه فراهنجاری در شعر هر شاعری فراوان است؛ اما نحوة استفاده از این امکانات به توجه به توانایی، نبوغ و استعداد هر شاعری متفاوت است. در این پژوهش فراهنجاری دستوری در اشعار م. سرشک (شفیعی کدکنی) مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده است که او چگونه با برهم زدن و آشفته کردن محور جانشینی (بخش صرفی) و محور هم­نشینی کلام (بخش نحوی) در جهت غریبه کردن زبان شعری‌‌اش گام برداشته است و این تغییرات تا چه مایه در آفرینش اشعار او مهم بوده است. نتیجة پژوهش بیان کنندة این واقعیت است که این آشفتگی بیشتر در محور هم­نشینی کلام روی داده و در تمامی موارد آن، اصل جمالشناسیک و رسانگی رعایت شده است.