محدوده های شناسایی حقوقی مثبت بیناجنسیتی ها
نویسندگان
1 بهشتی
2 حقوق عمومی. دانشکده حقوق. دانشگاه شهید بهشتی. تهران. ایران
doi
10.29252/jlr.2021.185538.1779چکیده
بدن آدمی نقشی غیرقابل انکار در تکوین شخصیت وی ایفا میکند. امروزه، با اتکا به تلاشهای علمی صورتگرفته، میتوان با طیفواره قلمداد کردن جنس، و به تبع آن جنسیت، شاهد جنس و جنسیت بینابین بود؛ وضعیتی که مدتها «اختلال» انگاشته میشد و امروزه صرفاً تجربهای «متفاوت» از دو کهنالگوی جنسی زنانه و مردانه قلمداد میشود. بدین ترتیب و همراستا با تلاشهای علمی صورتگرفته، فرآیند شناسایی حقوقی بیناجنسیتیها به مثابهِ افرادی ذیشعور، کرامتمند و خودآئین آغاز گردیده است؛ فرآیندی که همچنان مراحل آغازین خود را در بسیاری از کشورها طی ننموده است. شناسایی حقوقی، کنشی است که طی زمان و متأثر از پویایی دو مفهوم «جنس» و «جنسیت»، یک سر خود را به فاعل شناسایی و سوی دیگر را به موضوع شناسایی حقوقی یعنی بیناجنسیتیها گره میزند. حاصل این کنش ارتباطی دو الگو از شناسایی حقوقی است که در سویه منفی، از رهگذار انحصار جنس و جنسیت در دوگانۀ زن- مرد و تحمیل اعمال جراحی غیرضروری بر فرد بیناجنسیت، وی را به یکی از این دوگانه ملحق میسازد. اما در شناسایی حقوقی مثبت، با معرفی عناصر مؤلفی چون حق بر تعیین سرنوشت، حق بر تمامیت جسمانی و حق بر داشتن آلت جنسی دستناخورده، الگویی حقبنیاد از شناسایی حقوقی بیناجنسیتیها برساخته میشود؛ الگویی که ضرورت درمان و رضایت آگاهانۀ فرد بیناجنسیت محدودههای آن قلمداد میشوند. محدود نمودن این نوع از شناسایی حقوقی به این دو مولفه، بدان وجاهت تضمینگری بخشیده و بر قامت ایدۀ اصلی شناسایی حقوقی مثبت که همانا «برابری» انسان بیناجنسیت با انسان زنانه و مردانه است، لباس واقعیت میپوشاند.