ارزیابی وضعیت جامعه مدنی ایران در بستر جامعه شبکه ای- اطلاعاتی(مطالعه موردی: وضعیت مشارکت سیاسی بر بستر رسانه ها و شبکه های اجتماعی مجازی)

نویسندگان

1 دانشجوی مقطع دکتری رشته علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی ، تهران، ایران

doi
10.22034/rahbord.2026.466703.1686
چکیده

این پژوهش با رویکرد فراترکیب کیفی به تحلیل رابطه رسانه‌های اجتماعی مبتنی بر فناوری اینترنت و مشارکت سیاسی در ایران می‌پردازد. سؤال اصلی پژوهش بررسی چگونگی تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر مشارکت سیاسی در ایران و تفاوت این تأثیرات در دوره‌های مختلف سیاسی است. برای پاسخ به این سؤال، ۳۵ مقاله علمی-پژوهشی مرتبط با معیارهای مشخص مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که رابطه رسانه‌ها و مشارکت سیاسی در ایران دوگانه و زمینه‌وابسته است: در شرایطی که اعتماد سیاسی نسبتاً بالا است (دوره‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶)، رسانه‌ها مشارکت رسمی (رأی‌دهی) را افزایش می‌دهند، در حالی‌که در شرایط کاهش اعتماد سیاسی (دوره‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱)، رسانه‌ها عمدتاً به افزایش مشارکت نامتعارف (اعتراضات آنلاین) منجر می‌شوند. یافته‌ها همچنین ادعای «انبساط جامعه مدنی» را به‌چالش کشیده و مفهوم «گذار از نهاد به شبکه» را پیشنهاد می‌دهند که در آن کنش ارتباطی دیجیتال گسترش یافته، اما در وضعیت «تعلیق ساختاری» قرار دارد، یعنی گسترش‌یافته اما ناپایدار، فعال اما بدون تثبیت نهادی. این تعلیق ساختاری ناشی از ضعف سرمایه اجتماعی پل‌زن، کاهش اعتماد سیاسی، شکاف دیجیتال طبقاتی و جغرافیایی، و ساختار حکمرانی دیجیتال ایران است. مدل «تعامل شبکه–قدرت–اعتماد» به‌عنوان چارچوب تحلیلی ارائه می‌شود که سه لایه جهانی (جامعه شبکه‌ای کاستلز)، میانی (اقتصاد سیاسی پلتفرم‌ها و حوزه عمومی هابرماس)، و بومی (حکمرانی دیجیتال ایران و سرمایه اجتماعی پاتنام) را تلفیق می‌کند و نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی در ایران متغیری واسط در ساختار قدرت شبکه‌ای هستند که تأثیرات آن‌ها به‌طور کامل تحت تأثیر متغیرهای ساختاری کلان قرار دارد