نگاهی به برخی از آلیاژهای رایج در دوره اسلامی براساس متون و شواهد باستان شناختی
نویسندگان
1 دانشیار گروه باستان شناسی دانشگاه بوعلی سینا
2 دانشجوی دکترای باستان شناسی دانشگاه تهران
3 دانشجوی دوره کارشناسی ارشد دانشگاه تهران
doi
چکیده
بررسی فلزکاری ایران دوره اسلامی، بهویژه آلیاژهای آن میتواند از جایگاه و اهمیت خاصی در بازشناسی این صنعت داشته باشد. با مراجعه به متون علمی دوره اسلامی، بهنام برخی از آلیاژها بر برخورد میشود که هنوز ناشناختهاند.دلیل این موضوع آن است که در گذشته دانشهای گوناگونی مانند، فلزگری و ساخت آلیاژها، داروسازی، شیمی و ... به نحوی با کیمیاگری بودند. از سوی دیگر، بسیاری از کیمیاگران سعی میکردند تا اسرار کار خود را مخفی نگهدارند. همین امر باعث شده به سادگی نتوان به چگونگی ساخت آلیاژها در این دوره پیبرد، موضوعی که پژوهشگران این حیطه به آن توجه چندانی نکردهاند. نتیجه نیز، مشخص بوده، به این صورت که در این راستا یعنی برقراری ارتباط بین نام آلیاژهای رایج در این دوره و دادههای جدید باستانشناسی گرچه تاکنون تلاشها و پژوهشهای گوناگونی صورت گرفته، ولی هنوز ابهامات فراوانی در این زمینه وجود دارد. در بیشتر موارد پژوهشگران چند آلیاژ جداگانه که در متون اسلامی از آنها نام برده شده را بایکدیگر اشتباه میگیرند. از جمله این خطاها، میتوان به سه همبسته «هفتجوش»، «طالیقون» و «سپیدروی» اشاره نمود که بیشتر اهل فن، آنها را با «برنز سفید» همسان پنداشتهاند؛ اما این دیدگاه درست نبوده و در مقاله حاضر با دلایل گوناگون اثبات خواهد شد که «هفتجوش»، «طالیقون» و «سپیدروی»، سه آلیاژ جداگانه بوده و تنها «سپیدروی» را میتوان با «برنز سفید» یکی دانست؛ علاوهبر آن دو آلیاژ دیگر به نامهای «پتروی» و «دراروی» که در کتب اسلامی از آنها نام برده شده و شواهد باستانشناسی نیز، درستی آنها را تأیید میکنند، برای نخستینبار معرفی و مورد مطالعه و بررسی قرارخواهند گرفت.