بایسته‌های رویکرد مقاومت‌محور در پیوستن به معاهدات بین‌المللی فرهنگی

نویسندگان

1 دانش آموخته سطح 4 و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم / دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه قم

2 دانشگاه قم

3 استادیار دانشگاه قم

doi
10.22034/fiqh.2026.522047.1280
چکیده

با گسترش ارتباطات جهانی و ضرورت تسهیل روابط بین‌المللی، معاهدات فرهنگی متعددی از سوی کشورهای غربی و با رویکردی سکولار برای یکسان‌سازی فرهنگی ملل مختلف منعقد شده‌اند. بسیاری از کشورهای اسلامی با عناوینی همچون «توسعه پایدار»، به این معاهدات پیوسته یا در شرف پیوستن هستند. پرسش اصلی این مقاله، تبیین دیدگاه مذاهب اسلامی درباره پیوستن به معاهدات فرهنگی بین‌المللی و ارائه راهکارهای حقوقی مبتنی بر رویکرد مقاومت‌محور است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استناد به آیات قرآن و آرای اندیشمندان اسلامی نشان می‌دهد که قانون‌گذاری به‌طور مطلق از آنِ خداوند متعال است و شریعت اسلام تنها مصدر مشروع تشریع قانون است. بنابراین، پذیرش بی‌قیدوشرط مقررات معاهدات فرهنگیِ دارای تعارض با احکام شرعی، از منظر اسلامی نامشروع است. درعین‌حال، برای امکان تعامل سازنده با جامعه بین‌الملل و اجتناب از انزوا، الگوی مقاومت حقوقی ارائه‌شده است. مهم‌ترین راهکارهای این الگو عبارت‌اند از: استفاده از مکانیسم «حق شرط» در الحاق به معاهدات، به‌کارگیری «قید شرط» در متن توافقات و ایجاد معاهدات و نهادهای فرهنگی مشترک میان کشورهای اسلامی. این راهبردها به کشورهای مسلمان امکان می‌دهد ضمن حفظ حاکمیت قوانین اسلامی و پاسداری از هویت فرهنگی خود، در عرصه روابط بین‌المللی حضوری فعال و تأثیرگذار داشته باشند.