بازتعریف اصطلاحات گویش‌شناختی شولایی در چهارچوب نظریة مجموعه‌های فازی

نویسندگان

1 استادیار زبان‌شناسی/ دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

doi
10.22099/jill.2021.38504.1215
چکیده

ابهام یکی از ویژگی‌های ذاتی زبان‌های طبیعی است. بسیاری از مفاهیم و متغیرهای زبان‌شناختی نیز مبین ارزش دقیقی نیستند و مبهم و غیرقطعی هستند. وانگهی، به‌کارگیری اصطلاحات نادقیقی چون لهجه، گویش و گونة ‌زبانی تصور محیطی قطعی از تقسیم‌بندی مناطق جغرافیایی به‌ دست می‌دهد. این اصطلاحات با ابهامی از نوع فازی همراه هستند، در حالی‌که تجربة زیسته ما را به سمت پیوستاری بدون مرزهای مشخص سوق می‌دهد. لذا در این نوشتار، برای رفع این ابهام داده‌های زبانی به عنوان شاهد تجربی در قالب مجموعه‌های فازی صورت‌بندی و آن‌گاه رابطة بین زبان‌گونه‌ها در الگوهای استدلال‌های تقریبی مقوله‌بندی شد. صورت‌بندی فازی در این پژوهش نشان‌داد که چگونه یک زبان‌گونه می‌تواند بر پایة عضویّت درجه‌بندی شود تا درجاتی -و نه کاملاً- عضو زیرمجموعة زبان‌گونه‌های یک و یا چند زبان باشد. به عبارت دیگر، ارزش هر گزاره یا درجة عضویّت یک زبان‌گونه همانا عددی گویا بین 0 و 1 است؛ در نتیجة این کمّی‌سازی، رابطة بین زبان‌گونه‌های مختلف دقیق‌تر و بدون سوگیری بازنمایی می‌شود و دیگر نیازی به توسل به معیارهای غیرزبان‌شناختی و نسبی چون وجهة اجتماعی، درک متقابل، و تقسیمات سیاسی و نیز پذیرش مرزبندی مطلق و جزمیت متضمن در اصطلاحات گویش‌شناسی سنّتی آن‌ها نیست.