رویکردهای سیاسی و اخلاقی به مفهوم حقوق بشر

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق عمومی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران

doi
10.22054/qjpl.2025.82430.3049
چکیده

در خصوص معنای حقوق بشر دو رویکرد کلی در نظریات فلسفی وجود دارد. تاکنون رویکرد غالب، دیدگاه اخلاقی بوده که خاستگاه حقوق بشر را به حقوق طبیعی می ­رساند و آنها را حق ­هایی می ­داند که به اشخاص به دلیل انسان بودن و برای حفاظت از کرامت انسانی و عاملیت آنها تعلق می­ گیرد. در مقابل دیدگاه دوم به ارتباط الزامی میان اخلاق و حقوق بشر قائل نیست؛ بلکه رعایت حقوق بشر را شرط مشروعیت دولت­ ها در نظام بین الملل می ­داند. این دیدگاه کارکرد حقوق بشر را مهم تلقی کرده و در صورت عدم پایبندی دولت­ ها به حقوق بشر، امکان مداخله در امور آنها و حتی حمله به آنها را ممکن می­ داند. بر اساس این دیدگاه، حقوق بشر حق ­های ضروری هستند که حاکمیت دولت را محدود می­ کنند و فهرست آنها در مقایسه با حق‌های مندرج در قوانین اساسی نظام­ های دموکراتیک کوتاه­ تر است. دیدگاه سیاسی حقوق بشر با وجود جذابیت در خصوص برخورد با دولت ناقض، با چالش­ ها و نقدهایی مواجه شده است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی سعی در بررسی ابعاد مختلف برداشت سیاسی از حقوق بشر دارد.