تابآوری هویت ایرانی: بازخوانی تاریخنگاری پس از مغول و روایت پایداری فرهنگی
نویسندگان
1 استادیارگروه تاریخ ،دانشکده علوم اجتماعی،دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل، ایران.
doi
10.30479/irpli.2026.22423.1331چکیده
تهاجم مغول به ایران در قرن هفتم هجری، نه تنها یک فاجعه نظامی و انسانی، بلکه یک زلزله تمدنی بود که ساختارهای سیاسی، فرهنگی و هویتی ایران را با بحرانی بیسابقه مواجه کرد. این پژوهش با بهرهگیری از چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) نورمن فرکلاف و مفاهیم مفصلبندی و هژمونی برگرفته از لاکلا و موف، به بررسی این مسئله میپردازد که چگونه نخبگان دیوانسالار و مورخان عصر ایلخانی، تاریخنگاری را به ابزاری فعال برای مقاومت گفتمانی و بازسازی هویت ایرانی بدل کردند. این تحقیق با تحلیل متون کلیدی مورخانی چون جوینی، نسوی، رشیدالدین فضلالله و مستوفی در سه سطح توصیف (تحلیل ویژگیهای زبانی و متنی)، تفسیر (تحلیل کردار گفتمانی) و تبیین (تحلیل کردار اجتماعی)، نشان میدهد که چگونه این کنشگران گفتمانی با مفصلبندی هوشمندانه عناصری همچون میراث فرهنگی ایرانی-اسلامی، تمامیت ارضی ایرانزمین، حافظه تاریخی شاهنامهای و اندیشه ایرانشهری، گفتمان هویت ایرانی را در تقابل با گفتمان ویرانگر مغولان بازسازی کردند. این فرآیند با سازوکارهای زبانی مشخصی چون گزینش واژگان، استعاره، بینامتنیت و ساختارهای نحوی (مانند کنشگری و وجهیت) همراه بود که به «برجستهسازی» خودی و «حاشیهرانی» دیگری میانجامید. در بستر خلأ قدرت ناشی از سقوط خلافت عباسی، این گفتمان رقیب به تدریج بر گفتمان بیگانه غلبه کرده و به گفتمانی هژمونیک تبدیل شد که نظم سیاسی و فرهنگی جدید را تعریف و توجیه میکرد. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که تاریخنگاری این عصر، صرفاً بازتابدهنده بحران نبود.