کارکرد ایدئولوژیک کهنالگوی سفر قهرمان در رمانهای تاریخی سلحشور و مانی نقاش بر پایه نظریه جوزف کمپبل
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم، قم، ایران.
2 دبیر گروه ایرانشناسی سازمان سمت و دکترای ادبیات حماسی
doi
10.30479/irpli.2026.22714.1363چکیده
رمانهای تاریخی، با تلفیق روایتهای گذشته و دغدغههای معاصر، بستری برای کاوش در مفاهیم اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک فراهم میآورند. نظریه سفر قهرمان جوزف کمپبل، چهارچوبی کهنالگویی برای تحلیل ساختار روایی و تحول قهرمان در داستانهای بشری است. این تحقیق با رویکردی تحلیلی _ تطبیقی، به واکاوی الگوی سفر قهرمان در دو رمان تاریخی سلحشور و مانی نقاش میپردازد. ضرورت این پژوهش در آن است که فراتر از تطبیق ساختاری، نحوه استفاده هدفمند نویسنده از الگوی سفر قهرمان را برای انتقال پیامهای منجیگرایانه و مشروعیتبخشی به حکومت پهلوی واکاوی میکند. یافتهها حاکی از آن است که صنعتیزاده کرمانی عمدتاً از الگوی کمپبل فراتر رفته و قهرمانان را نه برای تکامل شخصیت، بلکه برای مقاصد ایدئولوژیک به کار گرفته است. این پژوهش اثبات میکند که تضاد سرنوشت دو قهرمان (اردشیر/مانی) با مرحلهبندی زمانی نگارش پیوند خورده است؛ بهطوری که پایان موفق اردشیر (اوج سلطنت رضاشاه) نماد تثبیت کامل اقتدار رضاشاه و پایان تراژیک مانی (ابتدای سلطنت رضاشاه) نشاندهنده هشدار نویسنده در مورد مقاومتهای سنتی است. بدین ترتیب، نویسنده با استفادة گزینشی و هدفمند از این ساختار اساطیری و پیوند آن با ادبیات و تاریخ معاصر، وظیفه مشروعیتبخشی به تحولات سیاسی و اجتماعی عصر خود را بر عهده گرفته است.