سازوکار عنصر «شایعه» در بافت فرا-فردی داستان (مبتنی بر داستان معصوم اول تا چهارم از هوشنگ گلشیری)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک
2 پژوهشگر دوره پسادکتریِ گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک
doi
10.30479/irpli.2026.22840.1373چکیده
این پژوهش به بررسی نقش «شایعه» در بافتار جمعی داستان میپردازد. نمونههای مورد مطالعه، چهار داستان «معصوم» نوشتة هوشنگ گلشیری هستند که بررسی آنها نشان میدهد شایعه چگونه فراتر از یک پدیدة اجتماعی، بهمثابة سازوکاری روایی در داستان عمل میکند. پیشفرض بر آن است که شایعه در متن داستانی سطحی فرا-فردی پدید میآورد و ذهنیّتهای فردی را به شبکهای جمعی از دریافتها و قضاوتها مبدّل میکند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و متنها از منظر همزمانی و با تأکید بر عناصر شایعهمحور در سطوح مختلف داستانی مورد بررسی قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهد که شایعه در داستانهای گلشیری کارکردهای گوناگون دارد: گاه بنیان پیرنگ را شکل میدهد، گاه به صورت سوژه روایی عمل میکند، گاه از طریق کنش شایعهگردانی میان شخصیّتها گسترش مییابد و گاه فضایی شایعهزده و ابهامآلود و با حافظه جمعی پیوند میخورد. بر این اساس، نتیجه پژوهش کارکرد دوگانة شایعه را در روایت آشکار میسازد: نخست، بهعنوان ابزاری برای سازماندهی داستان؛ و دوم، بهعنوان بازتابی از سازوکارهای اجتماعی که هویتها و دیگریها را تعریف و تثبیت میکنند. اگرچه تحلیل حاضر بر داستانهای گلشیری متمرکز است، اما میتوان این نتیجه را تعمیم داد و شایعه را در کلیت داستان بهمثابة پلی میان فرم ادبی و واقعیّت اجتماعی در نظر گرفت.