صلحسازی در جنبش کاوه آهنگر درشاهنامه با تکیه بر نظریه صلح ایجابی یوهان گالتونگ
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی - پیام نور- امور بین الملل
2 دانشیار دکترای زبان و ادبیات فارسی- دانشگاه پیام نور- تهران-ایران
doi
10.30479/irpli.2025.22147.1303چکیده
مفهوم صلحسازی از جمله موضوعات مورد توجه در پژوهشهای معاصر است که یوهان گالتونگ، جامعهشناس و فیلسوف نروژی و بنیانگذار رشته مطالعات صلح و منازعه، سهمی بنیادین در تبیین آن داشته است. یکی از مفاهیم محوری در نظریهی گالتونگ تمایز میان «صلح منفی» و «صلح ایجابی» است؛ نخست به فقدان خشونت یا درگیری مستقیم اشاره دارد، و دومی شامل تحقق عدالت اجتماعی، برابری و رفاه است. این پژوهش با روش توصیفیـتحلیلی، روایت کاوه آهنگر در شاهنامه را در پرتو نظریه صلح ایجابی و چارچوبهای صلحسازی گالتونگ به مثابه ابزاری برای بازخوانی متن کلاسیک بررسی میکند. تحلیل نشان میدهد که در این قرائت، خشونت حاکم در دوران پایانی حکومت ضحاک را میتوان با خشونت ساختاری و فرهنگی گالتونگ همخانواده دانست؛ کنشهایی چون ترویج عدالت و برابری، همبستگی جمعی، مقاومت مدنی (بایکوت)، و ایجاد اتحاد مردمی در روایت کاوه با مولفههای صلحسازی همراستاست. همچنین، استقرار حکومتی عادلانه به دست فریدون در این بازخوانی به عنوان عامل تقویت و تداوم صلح اجتماعی و فرهنگی تفسیر میشود. بر این اساس، نتایج نشان میدهد در این چارچوب، فریدون با تقویت همدلی، شفقت و همبستگی و پرداختن به علل ریشهای خشونت، زمینه صلح پایدار را فراهم کرده است. این تحلیل، همراستا با تاکید گالتونگ بر کارآمدی بلندمدت اقدامات خشونتپرهیز، بیانگر آن است که دستیابی به صلح پایدار مستلزم رسیدگی همزمان به خشونت ساختاری، فرهنگی و مستقیم است.