زبان، طنز و وارونگی نظم اجتماعی: خوانشی باختینی از سه نمایشنامه فارسی

نویسندگان

1 -

2 استادیار زیان و ادبیات فارسی دانشگاهئ پیام نور، تهران، ایران

doi
10.30479/irpli.2026.22608.1354
چکیده

تأثیر فرهنگ عامه در متون نمایشی، مستلزم نگاهی چندلایه با رویکردی جامعه‌شناختی و نشانه‌شناسانه است. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه گفت‌وگویی میخائیل باختین به بررسی کارکرد زبان، طنز و وارونگی نظم اجتماعی در سه نمایشنامۀ فارسی موسیو ژوردان، ستارگان فریب خورده فتحعلی آخوندزاده و جعفر خان از فرنگ برگشته از حسن مقدم می‌پردازد. این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی، به نحوه بازنمایی فرهنگ عامه و شیوه‌هایی که از طریق آن زبان روزمره،گویش‌های محلی، آیین‌های سنتی، پوشش، باورهای خرافی مناسبات اجتماعی در خدمت نقد ساختارهای سلطه، هنجارهای طبقه فرادست و مفاهیم رسمی قرار گرفته‌اند می پردازد. این نمایشنامه‌ها نظم مستقر اجتماعی را با تأکید بر مفاهیمی چون کارناوال، چند صدایی و زبان گفتاری و با بهره گیری از طنز و وارونگی چالش می‌کشند، وبا استفاده از زبان توده مردم، فرهنگ فرودستان رابه مرکز صحنه می‌آورند. باختین، جهان اجتماعی را صحنه نبرد بی‌پایانی می‌داند که میان نیروهای رسمی که طالب ایستایی و جمودند و نگرش‌های غیر رسمی که طالب جنبش، تغییر و تکثرند، جریان دارد. کثرت یافتن بینش‌های اجتماعی ایدئولوژیک در جامعه مدرن، به طور موثر، هژمونی جهان بینی زبان رسمی و بیگانه را پایان می‌بخشدبه باور باختین، ایماژها و مجازهای برخاسته از فرهنگ عامیانه کهن توان آن را دارند که ایده‌آلیسم متصلب و برجامانده از قرون گذشته را فروپاشند. نتایج حاصل از مقاله نشان می‌دهد این آثار از طریق منطق کارناوالی، به گسست از زبان رسمی، نقد مناسبات طبقاتی و افشای بحران های مدرنیته می‌پردازند و از فرهنگ عامه، چونان بستری برای مقاومت و امکان بازتعریف نظم اجتماعی بهره می‌گیرند.