مقایسۀ سازوکارهای زبانی تولید گفتمان در متون متمکن و مغلوب عرفانی (مطالعۀ موردی کشف‌المحجوب و تمهیدات)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گرایش ادبیات عرفانی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.

doi
10.30479/irpli.2026.23338.1420
چکیده

این پژوهش با رویکرد کیفی با روش تحلیل گفتمان انتقادی، به واکاوی سازوکارهای زبانی تولید گفتمان در دو اثر بنیادین عرفانی، یعنی کشف‌المحجوب هجویری (نمایندۀ نثر متمکن) و تمهیدات عین‌القضات (نمایندۀ نثر مغلوب) می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین این مسئله است که چگونه تقابل میان «تمکین» و «غلبه»، فراتر از یک وضعیت روحی، در قالب راهبردهای نحوی و کنش‌های گفتار، به بازتولید یا واسازی قدرت منجر می‌شود. چهارچوب نظری پژوهش، تلفیقی از الگوی «تحلیل گفتمان انتقادی» نورمن فرکلاف و «نظریۀ کنش گفتار» جان سرل است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که گفتمان متمکن با بهره‌گیری از «نحو صیانتی»، غلبۀ کنش‌های اظهاری و حکمی و راهبرد عینی‌سازی مفاهیم سیال، در پی تثبیت مرجعیت نهادی و صیانت از مرزهای شریعت است. در مقابل، گفتمان مغلوب از طریق «تخریب آگاهانۀ پیوندهای نحوی»، غلبۀ کنش‌های بیانگری و جابه‌جاییِ کانون اقتدار از «سنت» به «سوژه»، پادگفتمانی رادیکال علیه مرجعیت رسمی سازمان‌دهی می‌کند. نتایج تبیینی پژوهش حاکی از آن است که هجویری با ایجاد «دیوارهای نحوی»، عرفان را به‌مثابۀ یک نظام قانونمندِ منقاد و عین‌القضات با گشودن «پنجره‌های شطحی»، آن را به‌مثابۀ یک واقعۀ وجودی محض و اصالتِ تجربۀ فردی بازتعریف می‌نمایند. این جابه‌جاییِ زبانی، نشان‌دهندۀ چرخش قدرت از «مفسر مقتدر» به «عارف مغلوب» در تاریخ تصوف است.