ترکیه به‌مثابه قدرت میانی در نظام بین‌الملل و جایگاه آن در روابط ایران و امریکا (با تأکید بر دوران حزب عدالت و توسعه)

نویسندگان

1 دانشگاه گیلان

2 دانشگاه گیلان

doi
چکیده

ظهور قدرت‌های میانی نوپدید در نظام بین‌الملل از ویژگی‌های روابط بین‌الملل در دهه پایانی قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم محسوب می‌شود. موضوع قدرت‌های میانی در حال ظهور زمانی شکل گرفت که سایه تصلب نظام دو قطبی در روابط بین‌الملل رخت بر بست و فرصت برای تجلی قدرت‌های میانی پدیدار گشت. با وجود دامنه‌دار بودن بحث قدرت‌های میانی در روابط بین‌الملل در دوران جنگ سرد، قدرت‌های میانی نوظهور در روابط بین‌الملل شکل جدیدی از رفتار را به نمایش گذاشته‌اند که لزوماً مبتنی بر حفظ وضع موجود نیست. این مسئله با رفتار سنتی قدرت‌های میانی در نظام بین‌الملل که همواره از شرکای قدرت‌های بزرگ به حساب می‌آمده و رفتاری مبتنی بر حفظ وضع موجود داشتند، متفاوت است. پژوهش حاضر با گذاری بر مباحث نظری مربوط به قدرت‌های میانی نوظهور در عرصه روابط بین‌الملل به این پرسش می­پردازد که سیاست خارجی ترکیه در رابطه با ایران و امریکا چگونه صورت‌بندی می‌شود؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که ترکیه به‌مثابه یک قدرت میانی نوظهور در نظام بین‌الملل، به ایفای نقش‌های متضاد و چندلایه پرداخته و در عین بهره‌مندی از اتحاد استراتژیک با امریکا، استقلال عمل بیشتری را در رابطه با مسائل منطقه‌ای بروز می‌دهد. این کشور در رابطه با ایران نیز از ترکیبی از رقابت و همکاری بهره می‌گیرد که معطوف به افزایش نقش منطقه‌ای آن است.