خوانش یونگی از فرایند فردیتیابی شعر سهراب سپهری در پرتو نظریۀ برهمکنش کهنالگوها
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران
doi
10.30479/irpli.2025.21882.1274چکیده
برهمکنش کهنالگوها در نظریه یونگ به تعامل میان ریختهای بنیادین روان اطلاق میشود؛ ساختارهایی پیشاتجربی که در ناخودآگاه جمعی انسان حضور دارند و از طریق نمادها، اسطورهها و جلوههای فرهنگی در ضمیر فردی نمود مییابند و بر شکلگیری هویت، تجربه زیسته و مسیر رشد روانی تأثیری ژرف میگذارند. این مقاله خوانشی یونگی از سه شعر «پشت دریاها»، «در گلستانه» و «صدای پای آب» سهراب سپهری ارائه میدهد و میکوشد نشان دهد چگونه چهار کهنالگوی اصلی ــ کودک، آنیما، سایه و پیر دانا ــ در این اشعار با یکدیگر در تعامل و برهمکنشی پویا قرار میگیرند و تجربههای بنیادین انسان معاصر را بازتاب میدهند. این خوانش بر پایه رویکردی میانرشتهای شکل گرفته که مفاهیم روانشناختی یونگ را با تحلیلهای ادبی، عرفانی و فرهنگی در هم میآمیزد. در این راستا از روش توصیفی–تحلیلی برای بررسی نمادها و تصاویر شاعرانهای بهره گرفته شده است که حامل بار معنایی روانشناختی هستند. یافتهها نشان میدهد که در شعر سپهری، این تعامل کهنالگویی در زمینهای از فرهنگ ایرانی و در پیوند با عرفان و فلسفه وجودی رخ میدهد و در نهایت به فرایند فردیتیابی منجر میشود؛ سفری درونی که فرد از طریق روبهرو شدن با سایه، شناخت آنیما و پیوند با جنبههای روشنتر ناخودآگاه، به تحقق کاملتری از خویشتن دست مییابد. این خوانش میکوشد فراتر از تحلیل منفرد کهنالگوها، به چگونگی تعامل و دگرگونی متقابل آنها در متن توجه کند و از این رهگذر، چهرهای چندلایه از تجربه معنوی و روانی انسان در شعر سپهری به دست دهد.